Dr Khorshidi: در سالهای اخیر درمان با پرتوهای یونساز به عنوان یک روش جدید و مهم در درمان سرطان های پوستی مطرح شده است. هدف نهایی در این روش وارد کردن دز بیشتر تشعشع به تومور نسبت به سلول های نرمال است. یکی از روش های درمان استفاده از پرتوهای باردار الکترونی است.

دكتر عبداله خورشيدي مجري طرح در ارائه روشي جديد در توليد اين پرتوهاي الكتروني مي گويد: در اين طرح پژوهشي با استفاده از پلاسماي كاتد سرد، نوعي مولد الكتروني طراحي شد. اين كاتد سرد به شكل مقعري و از جنس آلومينيوم به ضخامت يك سانتي متر درنظر گرفته شده بود كه تحت جريان پلاسمايي در اثر تخليه الكتريكي گاز هليوم كار مي كرد.

وي اظهار داشت: پرتو الكتروني تك انرژي از طريق بمباران كاتد تحت يونهاي با انرژي بالا يعني همان پلاسما بوجود مي آيند. گاز هليوم با درجه خلوص بالا كه قرار است روي آن تخليه الكتريكي انجام شود از طريق يك شير سوزني قابل تغيير وارد محفظه مي شود كه فشار گاز توسط دستگاهي با نام گيج پيزاني اندازه گيري مي شود.

همچنين تقعر كاتد موجب مي شود كه باريكه الكتروني همگرا شود و برخورد به ديواره پيركس كمتر شود. براي همگرايي بيشتر اين پرتوهاي الكتروني حاصل از پلاسما، از سيم پيچ هاي توليد كننده ميدان مغناطيسي استفاده شد.

اين پژوهشگر عرصه درمان با پرتوها گفت: علت انتخاب محفظه مولد از جنس پيركس به خاطر عدد اتمي كم آن مي باشد كه در اثر برخورد الكترون به آن، توليد اشعه ايكس مضر موسوم به برامز اشترالونگ كاهش مي يابد.

 

وي افزود: در مرحله دوم، اين پرتوهاي الكتروني سپس از روزنه اي با قطر معين عبور داده مي شوند و به كمك پمپ خلا درون محفظه اي عاري از مولكول هاي هوا به صورت واگرا به سمت آند به حركت در مي آيند. نمونه هاي سالم و توموري پوست در مقابل اين پرتو هاي واگرا به ضخامت ده ميكرومتر شبيه سازي شدند.

با توجه با ولتاژهاي كم اعمال شده به كاتد در بازه 8 تا 12 كيلو ولت، انرژي منتقل شده الكترون ها در لايه هاي مختلف پوست متفاوت بود. براي ولتاژهاي 8 و9 كيلوولت، كل انرژي الكترونها در لايه اول پوست تخليه شد؛ ولي براي ولتاژهاي بالاتر، الكترونها در ابتدا از چند لايه اول پوست عبور مي كردند و ماكزيمم انرژي خود را به تومورهاي عمقي تر منتقل مي كردند. اين بدان معني است كه بيشترين مقدار انرژي كه پرتو الكتروني در طول مسير ورود به سطح پوست از دست مي دهد در لايه هاي عمقي تر و محل قرار گيري سلول هاي تومورال مي باشد. اين روش جديد درماني با استفاده از پرتو الكتروني در محدوده انرژي كم با حداقل سوختگي مي تواند تومورهاي سطحي پوست را از بين ببرد.

نتايج اين تحقيق در ژورنال بين المللي Physics Scripta (ژورنال ISI با ضريب تاثير 1.3) تحت نظر آكادمي سلطنتي علوم سوئد در جولاي 2014 به چاپ رسيده است كه موسسه بين المللي Institute of Physics آن را منتشر كرده است.

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در یکشنبه 1393/05/05 و ساعت 1:40 |

Dr Khorshidi: This study investigates modulation transfer function (MTF) in parallel beam (PB) and fan beam (FB) collimators using the Monte Carlo method with full width at half maximum (FWHM), square and circular-shaped holes, and scatter and penetration (S + P) components.

Methods

A regulation similar to the lead-to-air ratio was used for both collimators to estimate output data. The hole pattern was designed to compare FB by PB parameters. The radioactive source in air and in a water phantom placed in front of the collimators was simulated using MCNP5 code.

Results

The test results indicated that the square holes in PB (PBs) had better FWHM than did the cylindrical (PBc) holes. In contrast, the cylindrical holes in the FB (FBc) had better FWHM than the square holes. In general, the resolution of FBc was better than that of the PBc in air and scatter mediums. The S + P decreased for all collimators as the distance from the source to the collimator surface (z) increased. The FBc had a lower S + P than FBs, but PBc had a higher S + P than PBs. Of the FB and PB collimators with the identical hole shapes, PBs had a smaller S + P than FBs, and FBc had a smaller S + P than PBc. The MTF value for the FB was greater than for the PB and had increased spatial frequency; the FBc had higher MTF than the FBs and PB collimators.

Conclusions

Estimating the FB using PB parameters and diverse hole shapes may be useful in collimator design to improve the resolution and efficiency of SPECT images.

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در شنبه 1393/01/16 و ساعت 14:8 |
دژاوو (Déjà vu ) كلمه اي فرانسوي به معناي "پيش از اين ديده شده" است كه در فارسي با عبارت آشنا پنداري توصيف ميشود. اين همان حس غريب و وهمي است كه در مواجهه با منظره، اتفاق يا تجربه اي كاملا جديد به آن دچار ميشويم و تصور ميكنيم اين واقعه، در گذشته و كاملا به همين ترتيب برايمان رخ داده يا شاهد رخ دادن آن بوده ايم.


تجربه دژاوو غالبا با حسي از آشنايي و همچنين احساس غرابت همراه با وحشت و مرموز بودن همراه است.

معمولا چنين حسي به يك رويا ربط داده ميشود اما گاهي اين حس به قدري قدرتمند است كه شخص اطمينان دارد واقعا در گذشته شاهد اين ماجرا بوده است. گاهي دژاوو با عبارت "به خاطر آوردن آينده" توصيف ميشود.

به نظر ميرسد كه تجربه دژاوو بسيار معمول باشد، در تحقيقات رسمي، بيش از 70% جمعيت جهان لا اقل يك مرتبه چنين حالتي را تجربه كرده اند. در ادبيات گذشته نيز اشاراتي به دژاوو ديده ميشود و اين نشان ميدهد كه اين پديده تنها مختص زمان ما نيست.

انواع مختلف دژاوو
بنابر گفته آرتور فانكهاوزر (Arthur Funkhouser) محقق سوئيسي، سه نوع عمده آشناپنداري وجود دارد:

دژا وكو (déjà vécu)
كه معمولا "پيش از اين ديده شده" يا "قبل از اين تجربه شده" ترجمه ميشود، در اين نقل قول از چارلز ديكنز (Charles Dickens - 1870-1812 نويسنده مشهور انگليسي) شرح داده شده است:

" همه ما احساسي را تجربه كرده ايم كه گاهي بر ما چيره ميشود، گويي آنچه را ميگوييم و انجام ميدهيم، قبلا گفته و انجام داده ايم، در زماني دور، آنگاه كه در ميان همين چهره ها، اشياء و موقعيتها بوده ايم-و كاملا ميدانيم چه خواهيم گفت، مانند اينكه ناگهان چيزي را به خاطر آورده باشيم. "

منظور اكثر افراد هنگام صحبت از دژاوو در واقع دژا وكو است، آمار نشان ميدهد كه بيش از 70% افراد جهان به خصوص در سنين 15 تا 25 چنين تجربه اي داشته اند. اين حالت معمولا درباره اتفاقاتي بسيار پيش پا افتاده رخ ميدهد اما احساس آن به قدري تكان دهنده است كه حتي تا سالها بعد در ذهن شخص باقي ميماند.

دژا وكو به تجربه اي دلالت ميكند كه حواسي بيش از حس بينايي را درگير ميكند و به همين دليل عبارت دژاوو-به معناي از پيش ديده شده- نميتواند چندان صحيح باشد. حواس انسان تا حد زيادي به جزئيات توجه كرده و شخص تصور ميكند كه "همه چيز" همانطور كه قبلا اتفاق افتاده، به وقوع ميپيوندد.

اخيرا اصطلاح دژا وكو براي توصيف احساس بسيار قوي و ماندگار دژاوو به كار ميرود كه در اثر نوعي ناهنجاري حافظه رخ ميدهد.

دژا سنتي (déjà senti)
اين پديده حالتي است كه شخص حس ميكند چيزي را قبلا "احساس كرده است". اين تجربه منحصرا يك واقعه ذهني است و هيچ جنبه الهام در آن وجود ندارد و خاطره آن به ندرت پس از وقوع در ذهن شخص باقي ميماند.

دكتر جان هالينز جكسون ( John Hughlings Jackson- 1911-1835 عصب شناس انگليسي) در سال 1889 سخنان يكي از بيمارانش را كه از نوعي صرع رنج ميبرد، ثبت كرد:

" آنچه توجه را به خود جلب ميكند همان چيزي است كه قبلا آنرا مشغول ساخته بود، اما براي مدتي فراموش شده بود و اكنون همراه با اندكي حس رضايت از اينكه در جستجويش بوده اند، بازگشته است...در همان حال يا دقيق تر بگويم در همان لحظه به طور مبهمي از اينكه اين يادآوري چيزي موهوم بوده و حالت من عادي نيست، آگاه هستم.

اين يادآوري معمولا با شنيدن صداي كسي يا افكار شفاهي خودم آغاز ميشود و تصور ميكنم در چنين موقعيت غير عاديي عباراتي چون "آه بله-متوجه شدم" و "البته، به ياد مي آورم" در ذهنم شكل ميگيرد، اما يكي دو دقيقه بعد هيچ يك از كلماتي كه موجب اين يادآوري شده را به خاطر نمي آورم. فقط به شدت احساس ميكنم كه اين حس مشابه دفعات ديگري كه در حالت غير عادي به سر ميبردم است."

دژا ويزيته (Déjà visité)
اين پديده كمتر شايع است و عبارت است از احساس آشنايي غيرواقعي نسبت به يك مكان جديد. ترجمه اين عبارت "پيش از اين بازديد شده " است و به اين معناست كه شخص در مكاني جديد احساس ميكند محل را به خوبي ميشناسد و حتي قبل از اين مسيرهاي مختلف را در شهر يا عمارت طي كرده است.

چنين پديده اي توسط مرتبط ساختن آن با رويا، تناسخ و همچنين تجربيات خروج روح از بدن شرح داده شده است. علاوه بر اينها عده اي بر اين باورند كه مطالعه فراوان درباره جزئيات يك مكان خاص ميتواند موجب بروز چنين حسي شود.

دو مثال مشهور از چنين موقعيتي توسط ناتانيل هاثورن (Nathaniel Hawthorne - نويسنده قرن نوزدهم آمريكا) دركتاب "خانه قديمي ما" (Our Old Home) و همچنين سر والتر اسكات (Sir Walter Scott - نويسنده اسكاتلندي قرن 18 و 19) در كتاب گاي مانرينگ (Guy Mannering) شرح داده شده است.

هاوثورن مينويسد كه ويرانه هاي يك قصر قديمي در انگلستان برايش بي نهايت آشنا بوده است و او بعدها توانسته رد اين شناسايي غريب را در نوشته هاي الكساندر پوپ (Alexander Pope-شاعر و هزل نگار انگليسي قرن 17 و 18) بيابد كه دو قرن پيش از او، در مطالب خود شرح مفصلي از اين قصر نوشته بوده است.

براي تشخيص دژاويزيته از دژاوكو، مهمترين نكته اين است كه منبع احساس را بيابيم. منبع بروز دژاوكو ، رخدادي زماني است اما در حالت دژاويزيته، ذهن ما با يك مكان احساس آشنايي ميكند.

در سالهاي اخير، دژاوو موضوع تحقيقات مهم روانشناختي و نوروفيزيولوژي بوده است. محتمل ترين توضيح براي دژاوو اين است كه اين حس، نوعي پيش آگاهي يا غيبگويي نيست، بلكه نوعي بي ترتيبي حافظه به شمار مي آيد و تصور "ياد آوري" يك تجربه است.
عده اي اعتقاد دارند كه دژاوو خاطره روياهايي است كه ميبينيم.

توضيح اين امر چنين است كه احساس "به خاطرآوردن" دراكثر موارد بسيار قدرتمند و واضح است اما موقعيت تجربه "قبلي" (زمان، مكان و چگونگي اين تجربه قديميتر) براي شخص كاملا نامشخص و گنگ است.

همچنين، به مرور زمان اشخاص مورد مطالعه، داشتن حس دژاوو را به خوبي به خاطر دارند، اما اينكه اين حس در كجا و چه موقعيتي رخ داده را به ياد نمي آورند. اين حالت به خصوص ميتواند ناشي از برخورد ميان سيستمهاي عصبي مربوط به حافظه كوتاه مدت (آنچه در زمان حال و نزديك به آن رخ ميدهد) و حافظه بلند مدت (آنچه در زمان گذشته و گذشته دور واقع شده) باشد.


ارتباط با ناهنجاريها
ميان دژاوو و ناهنجاريهاي رواني چون شيزوفرني و اضطراب ارتباطاتي باليني وجود دارد و احتمال رخ دادن تجربه آشناپنداري در مورد اشخاص مبتلا به چنين بيماريهايي بسيار افزايش ميابد. البته قويترين رابطه پاتولوژيك دژاوو با صرع توام با اختلال حافظه است و اين ارتباط، محققان را به اين نظريه سوق داده است كه شايد دژاوو نوعي ناهنجاري عصب شناختي است كه با ترشحات الكتريكي نابجا در مغز رخ ميدهد.

مواد مخدر
بنا به گزارشهاي موجود، بعضي مواد مخدر يا محرك احتمال بروز دژاوو را در مصرف كننده افزايش ميدهند. بعضي داروهاي مخدر نيز با استفاده همزمان ميتوانند حس دژاوو را ايجاد نمايند. بنا بر يك گزارش، مرد سالمي كه به آنفلوانزا مبتلا شده بود با مصرف همزمان يك داروي ويروس كش و ضد حساسيت، دچار حالت توهم و آشناپنداري شده بود.

اين تجربه براي او چنان جذاب بود كه تمام داروهاي تجويز شده خود را به همان ترتيب مصرف كرد و ماجرا را به عنوان يك مورد مطالعاتي براي روانشناسان حكايت كرد.

فرضيات عصب شناسي
در اواخر قرن 19 و اوايل قرن 20، اعتقاد بر اين بود كه دژاوو ميتواند بر اثر زمان بندي نادرست پيامهاي عصبي باشد. چنين تصور ميشد كه اين اشتباه در تنظيم زمان، موجب ميشود كه مغز باور كند كه براي بار دوم دچار تحريك عصبي شده در حالي كه مغز يك پيام را با تاخير دريافت نموده و در واقع يك رويداد واحد را دو بار تجربه ميكند.

تعدادي از نظريات مشابه اين نيز وجود دارند كه عدم ارتباط صحيح دو نيمكره مغز و همچنين تحريكات بيش از حد سريع نوروني نيز از آن دسته اند. شايد يكي از تصديق شده ترين تئوريها مربوط به تاخير در رسيدن نور به يكي از چشمها باشد. درواقع يك چشم به جاي هماهنگي كامل با چشم ديگر، با تاخيري اندك پيام آنچه ديده را به مغز ميرساند اين حالت به ايجاد حسي از آشنايي در برابر منظره اي منجر ميشود كه تنها يك بار ديده شده، اما پيام ديدن آن دوبار به مغز مخابره شده است.

اين تئوري با وجود پذيرفتني بودن، به خاطر سر و كار داشتن با لحظه بسيار كوتاهي از زمان، قابل آزمودن نبود و از طرفي گزارشات متعدد از بروز حس دژاوو در افراد نابينا، تناقضي پر اهميت در اين ايده ايجاد نمود. فراروانشناسي دژاوو با پيش آگاهي، غيب گويي يا قوه درك فوق حساس، رابطه نزديكي دارد و نزد عامه مردم معمولا به عنوان شاهدي بر تواناييهاي ذهني ذكر ميشود. توضيحات غير علمي اين حالت را به پيش گويي، شهود و خاطرات زندگي گذشته مرتبط ميداند.

روياها
عده اي اعتقاد دارند كه دژاوو خاطره روياهايي است كه ميبينيم. هرچند بخش بزرگي از روياها معمولا به ياد نمي ماند، مغز شخص در حالت خواب ديدن در بخشهايي فعاليت نشان ميدهد كه كار پردازش حافظه دراز مدت در آن انجام ميگيرد.

چنين تصور ميشود كه روياها با ناديده گرفتن بخش حافظه كوتاه مدت، مستقيما وارد حافظه دراز مدت ميشوند. در اين مورد، دژاوو ميتواند خاطره رويايي فراموش شده باشد كه با واقعه در حال وقوع، عناصري مشترك داشته باشد. اين حالت مشابه حالتي است كه دژا ريوه ( déjà rêvé) يا "قبل از اين در رويا ديده شده" نام دارد.

تناسخ
نظر كساني كه به تناسخ –تجديد تجسم- اعتقاد دارند، درباره دژاوو اين است كه اين خاطرات، بخشهايي از خاطرات زندگي گذشته فرد هستند كه هنگام قرار گرفتن در محيطي آشنا، به سطح ذهن فراخوانده ميشوند. عده ديگري ميگويند كه اين پديده به خاطر تجربيات خروج روح از بدن ايجاد ميشود، به اين ترتيب بدن اثيري شخص ميتواند هنگام خواب، از مكانها و موقعيتهايي ديدن كند كه بدن خاكي او هرگز آنجا نبوده است.

 

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در سه شنبه 1393/10/16 و ساعت 13:49 |
پارمین دخترک سه‌ساله و هشت‌ماهه‌ای اهل مشهد است که والدینش از یک‌سالگی متوجه بیماری او شدند و از زمستان سال گذشته ریزش موهای دخترک بیشتر شد و با مراجعه به پزشکان و آزمایش‌های دردآور مختلف تا مرداد ۹۳ نمی‌دانستند دخترکشان به بیماری آلوپسیا مبتلاست و گمان می‌کردند ایمنی بدن دخترشان مشکل دارد. موهای سر و صورت دخترک به‌شدت ریزش داشته و الآن دائم سرش را می‌تراشند. پدر دخترک می‌گوید: «گاهی اوقات دائم می‌پرسد چرا من شبیه دخترهای دیگر نیستم، چرا مو ندارم. این وضعیت ما را آزار می‌دهد. پارمین الآن کودک است، هنوز چندان متوجه از دست رفتن زیبایی خود نمی‌شود.»

این خانواده، و والدینی که چنین کودکان بیمار دارند، هر روز دچار چالش‌های بیشتری خواهند شد و مدام باید خود و کودکشان را به لحاظ روحی آماده کنند. والدین این کودک با انجمن بیماری‌های نادر آشنایی چندانی ندارند و پدرش می‌گوید تاکنون هیچ روانشناس و مشاوری برای درمان بیماری فرزندشان، که صدمه‌ی روحی و ذهنی بالاتری دارد، در کنارشان نبوده.

به گفته‌ی پدر پارمین علت اصلی بیماری دخترشان ژنتیکی است. پارمین دارویی جز ویتامین ب ۶ مصرف نمی‌کند. «برای کودکان داروی خاصی تجویز نمی‌شود و برای بزرگسالان آمپول‌های جدید کورتون تجویز می‌شود.» پدر پارمین می‌گوید: «ای کاش مردم بر اساس ظاهر آدم‌ها قضاوت نکنند و با دختر من مثل سایر بچه‌های عادی و سالم رفتار کنند. این بیماری واگیردار و خطرناک نیست که آسیبی به آنها یا کودکانشان وارد کند. نوع رفتار مردم با دخترم ما را از لحاظ روحی اذیت می‌کند.»

استیون هاوکینگ، بیمارِ مشهور

مفهوم بیماری نادر را اولین بار چند آسیب‌شناس و متخصص بیماری‌های متابولیک ارائه کردند. این افراد نشان دادند که بسیاری از بیماری‌های نادر با وجود تفاوت‌هایی که با یکدیگر دارند، مشکلات مشترکی در زمینه‌ی تشخیص و کنترل برای بیمار ایجاد می‌کنند. در ایران بر اساس تعریف علمی، بیماری نادر به آن بیماری‌هایی گفته می‌شود که دارای فراوانی برابر یک به پنجاه‌هزار نفر است. هرچند این آمار ناچیز به نظر می‌رسد، نشان‌دهنده ابتلای ۲۹ میلیون نفر به بیماری‌های نادر فقط در کشورهای عضو اتحادیه‌ی اروپاست. بیماری نادر اغلب بیماری‌هایی مزمن، پیش‌رونده، حادشونده و روبه‌وخامت، مهلک و ناتوان‌کننده هستند.

اگرچه این بیماری‌ها در ظواهر بالینی، علل، جمعیت مبتلایان، شدت و سن شروع متفاوت هستند، در اکثر آنها منشأ ژنتیکی شناسایی شده است. بخشی از شایع‌ترین بیماری‌های نادر عبارتند از فلج یک‌طرفه، آنیدریا (فقدان مادرزادی عنبیه)، آتاکسی، اختلال حذف کروموزوم ۱۱، کرون، فیبروزکیستیک، دیستروفی ماهیچه‌ای دوشن، سندروم اهلرز-دانلس، گروهی از اختلالات ارثی بافت هم‌بند، بیماری هانتینگتون، فشار خون بالای شریانی ریوی، بیماری استخوان‌های شکننده، ضعف و ناتوانی عصبی عضلانی، و سندروم پروگریا که ژنتیکی و به معنای پیری زودرس در سنین کودکی است. استیون هاوکینگ، بزرگ‌ترین دانشمند و کیهان‌شناس زنده‌ی دنیا، مهم‌ترین فردی در دنیاست که به بیماری نادری به نام ALS مبتلاست که بیماری تحلیل‌برنده‌ی عضلات است. مهم‌ترین عامل این بیماری عوامل تروما و ضربات است و فقط حدود ۱۰ درصد آن ژنتیکی است.

شیوع ۵۸ مورد بیماری نادر در ایران

بین پنج تا هشت هزار نوع بیماری نادر وجود دارد، اما تعداد افرادی که به هریک از گونه‌های بیماری‌های نادر مبتلا می‌شوند بسیار کم هستند. برای مثال مجموع تمام مبتلایان به بیماری‌های نادر در فرانسه برابر است با مبتلایان به بیماری سرطان. به طور کلی شش هزار نوع بیماری نادر، از مجموع هشت هزار نوع بیماری نادر شناسایی‌شده در جهان، در کشور ما وجود دارد. ۵۸ نوع آن در ایران از شیوع بیشتری برخوردارند. از طرفی بسته به کشور، شیوع هر بیماری بر اساس اندازه‌گیری‌های منطقه‌ای صورت می‌گیرد و به‌این‌ترتیب بعضی بیماری‌ها که در بعضی کشورها نادر محسوب می‌شوند، در کشورهای دیگر نادر محسوب نمی‌شوند. حتی یک بیماری نادر ممکن است در یک گروه خاص از مردم یک منطقه بیماری شایعی باشد.

گاهی نیز بعضی بیماری‌ها بسته به سن بیماری نادر محسوب می‌شوند. برای مثال بیماری سرطان در کودکان نادر محسوب می‌شود، درصورتی‌که در بزرگسالان این چنین نیست. با همه‌ی این اوصاف اولین مشکل مبتلایان به بیماری‌های نادر عدم تشخیص به‌موقع بیماری است که ممکن است تا چندین سال یا حتی چندین دهه طول بکشد. مسلماً تشخیص دیرهنگام آغاز دوره‌ی درمان مناسب را به تأخیر می‌اندازد که ممکن است منجر به نتایج جبران‌ناپذیری برای بیماران شود.

عدم دسترسی به استانداردهای درمانی

مسؤولان بهداشتی و حتی خود بیماران معتقدند مبتلایان به بیماری‌های نادر در دسترسی به بالاترین استانداردهای ممکن سلامت با موانع زیادی روبه‌رو هستند. از جمله فقدان آگاهی علمی از بیماری‌شان، دسترسی نداشتن به تشخیص صحیح بیماری، تأخیر در تشخیص، فقدان مراقبت‌های چندرشته‌ای مناسب و هم‌زمان، فقدان اطلاعات درباره‌ی ویژگی‌های بیماری و نحوه‌ی حمایت از بیمار در زمان تشخیص، پیامدهای اجتماعی فراوان، وجود نابرابری و مشکلات دسترسی به درمان، توانبخشی و مراقبت، نارضایتی از خدمات پزشکی و اجتماعی و بی‌اعتمادی بیمار به آنها، پذیرش نشدن بیمار از سوی متخصصان بهداشتی و نبود معالجه‌ی مؤثر.

همچنین طبق آمار ۷۵ درصد از مبتلایان کودکان و هشتاد درصد این بیماری‌ها منشأ ژنتیکی دارند، اما گاهی ریشه‌ی ژنتیکی در خانواده بروز پیدا نمی‌کند و به‌صورت ژن معیوب به فرزندان منتقل می‌شود که ازدواج‌های فامیلی در بروز اغلب این بیماری‌ها تأثیرگذارند. عوامل محیطی و زمینه‌های اجتماعی هم مانند جنگ، فقر مالی و عواملی مثل سبک زندگی غلط، سوءتغذیه و آلودگی هوا در بروز آنها مؤثرند، طوری‌که نود درصد بیماری‌های نادر تا پنج‌سالگی بروز پیدا می‌کنند.

بیماران نادر چه می‌گویند؟

مهدی عبدالعظیمیان، بیست‌وهفت‌‌ساله، مبتلا به بیماری آلوپسیا (ریزش ناگهانی همه‌ی موهای بدن) است. می‌گوید: «این بیماری چند حالت دارد که یکی از آنها ریزش سکه‌ای مو است که در آن موی سر یا بدن به‌صورت ناگهانی به اندازه‌ی یک سکه ریزش پیدا می‌کند.» به‌گفته‌ی او درمان صددرصدی برای این بیماری وجود ندارد. درمان‌های مقطعی از جمله کورتون‌درمانی با داروهایی از خانواده‌ی کورتون وجود دارد. در این نوع درمان، موها به‌صورت مقطعی رشد می‌کنند اما بلافاصله پس از اتمام یا قطع دارو مجدداً ریزش پیدا می‌کنند. دلیل این امر هم به گفته‌ی پزشکان تغییرات هورمونی‌ در بدن است که فولکول‌های مو را دشمن فرض و به آنها حمله می‌کنند. کورتون این هورمون‌ها را از بین می‌برد.

از سویی دیگر کورتون عوارض زیاد و خطرناکی از جمله به هم ریختن سیستم گوارشی و پایین آوردن مکانیسم دفاعی بدن ایجاد می‌کند. در واقع فرد مبتلا به بیماری آلوپسی، نسبت به فرد عادی سالم، تعداد گلبول‌های سفید بیشتری دارد و باعث می‌شود این فرد دیرتر از دیگران به بیماری‌های واگیردار و سرماخوردگی مبتلا شود. پیر لوییجی کولینا، داور بین‌المللی فوتبال ایتالیایی، نیز همین بیماری را دارد.

مهدی سیزده‌ساله بوده که ناگهان پشت موهای سرش به اندازه یک سکه می‌ریزد. در آن مقطع با مراجعه به پزشک بعد از دو سه ماه حالش خوب می‌شود. در سال‌های بعد هم موهای دست و پایش تکه‌تکه ریزش پیدا می‌کرد. در ۱۳۸۹ مژه‌های چشم راستش می‌ریزد و او بار دیگر به پزشک مراجعه می‌کند و وضعیتش با یک پماد روبه‌راه می‌شود تا یک سال بعد که هنگام اعزام به سربازی متوجه می‌شود دوباره موهای پشت سرش ریخته است. سرانجام در ۱۳۹۰ از نام بیماری‌اش آگاه و با انجمنی به نام انجمن بیماران آلوپسیا آشنا می‌شود که بعدها زیر نظر بنیاد بیماری‌های نادر فعالیت کرد.

این بیماری یک سال است که جزو بیماری‌های نادر ثبت شده و تا پیش از این چنین آگاهی‌ای وجود نداشت. به‌گفته‌ی عبدالعظیمیان، مزیت این انجمن آن بود که از تجربه‌ی سایر بیماران مانند خودش استفاده کرد و دیگر به‌هیچ‌وجه دنبال کورتون‌درمانی نرفت. او با افرادی آشنا شد که بیست سال بود به این بیماری مبتلا بودند و با مراجعه به پزشکان مختلف داخلی و خارجی نتیجه‌ای برای درمان نگرفته‌اند. به همین دلیل از آن زمان به بعد قید درمان را زده و هیچ دارویی استفاده نمی‌کند.

او حالا با بیماری کنار آمده و آن را پذیرفته است. این بیماری درد جسمی ناراحت‌کننده‌ای ندارد، اما به‌علت ظاهر متفاوت و در نظاره‌ی جامعه، فشار روحی و روانی و ذهنی دارد. می‌گوید گاهی اوقات که از نگاه‌های دیگران اذیت می‌شود، کلاهش را از سر برمی‌دارد و خطاب به آنان می‌گوید من با بیماری‌ام مشکلی ندارم. شما چه مشکلی با من دارید؟ «اگر کسی با ظاهر تغییرکرده‌اش در میان نگاه‌های پرسشگر جامعه کنار نیاید، دچار بزرگ‌ترین معضل می‌شود.»

می‌گوید خانم‌هایی که این بیماری را دارند و عضو انجمن هستند، و بیشترین تعداد انجمن آلوپسیا را هم تشکیل می‌دهند، برای اینکه نتوانسته‌اند با ریزش موهای خود کنار بیایند، دچار مشکلات روحی فراوانی هستند.

عبدالعظیمیان معایب انجمن آلوپسیا را مدیریت ضعیف آن می‌داند: «حتی برخی‌ها هنوز نمی‌دانند اسم بیماری‌شان چیست. هنوز خیلی‌ها از نادر بودن آن اطلاعی ندارند.»

بی‌توجهی به بیماران ناشناخته

درصورتی‌که بیماران نادر مراجعه‌کننده به مؤسسه هیچ نوع بیمه‌ای نداشته باشند، برای آنها بیمه‌نامه‌ی رایگان سلامت ایرانیان صادر می‌شود. چند سال پیش از اینکه دولت جدید طرح بیمه‌ی سلامت را اجرا کند، این اتفاق از سوی بنیاد بیماری‌های نادر شکل می‌گرفته. بیماران نادر در هر جای ایران که باشند می‌توانند با دفترچه‌ی خدمات درمانی به مراکز درمانی مراجعه کنند. آن دسته از داروهایی که در تعرفه‌ی بیمه قرار دارند، به‌صورت رایگان در دسترس بیماران قرار می‌گیرد. چنانچه مشکلی وجود داشته باشد، بنیاد به هلال احمر نامه می‌زند و از آنان داروهای نایاب را درخواست می‌کند.

اما سایر داروهایی را که جزو بیمه‌ی آنان محسوب نمی‌شود باید خود بیمار خریداری کند که مشکل بزرگی است، چون همه‌ی آنها توانایی تأمین داروهای گران‌قیمت خود را ندارند.

یکی دو سال قبل بنا بود نادرکارت‌هایی برای تسهیل در خرید دارو به آنان داده شود اما مبلغ آن پاسخگوی داروی یک‌میلیون تومانی بیمار نبود.

علی داوودیان، مدیرعامل بنیاد بیماری‌های نادر، به شبکه آفتاب می‌گوید: «ما کارت خرید به بیماران نمی‌دهیم. چیزی تحت عنوان کمک‌هزینه‌ی تهیه‌ی دارو در بنیاد نداریم. ما «سلامت‌کارت» به بیماران نادر می‌دهیم تا در مراکزی، که مربوط به بنیاد بیماری‌های نادر است، رایگان درمان شوند. بیمارانی که نیاز به ام‌آرآی و تصویربرداری‌های خاص و رادیولوژی و سونوگرافی و سی‌تی‌اسکن و سنجش تراکم استخوان و مانند اینها دارند در این مراکز به‌رایگان امور درمانی خود را از طریق این کارت انجام می‌دهند.»

در واقع بیست هزار بیمار نادر در حوزه‌های تشخیصی و درمانی تحت پوشش سلامت‌کارت نادر هستند. «آیا در دوره‌ی کمبود دارو و تحریم‌ها داروهای بیماران نادر هم با مشکلات مواجه شد؟» داوودیان پاسخ می‌دهد: «در بحران کمبود دارو این بیماران هم همچون سایر بیماران خاص دچار مشکل شدند اما حالا وضعیت تهیه‌ی دارو به‌نسبت خوب است. گران است اما در بازار موجود است.»

بسیاری از بیماران نادر به دلیل تعداد کم ناشناخته باقی می‌مانند و مورد کم‌توجهی واقع می‌شوند. حامد اصغری، معاونت پژوهشی و علمی بنیاد بیماری‌های نادر، پیش از این گفته بود بیماری‌های نادر یکی از مهم‌ترین مسائل سلامت عمومی و چالشی بزرگ برای جامعه‌ی پزشکی است و چون مبتلایان به آنها سال‌های زیادی مورد بی‌توجهی قرار گرفته‌اند یتیمان حوزه‌ی سلامت خوانده می‌شوند. نخستین اطلاع‌رسانی عمومی در این زمینه را مجمع ملی بیماری‌های نادر دولت امریکا در ۱۹۸۹ انجام داد. درصدِ سن مرگ‌ومیر در بین ۶۵ درصد بیماران مبتلا به بیماری نادر از نوع حاد به این صورت دسته‌بندی می‌شود: ۳۵ درصد پیش از سن یک‌سالگی، ۱۰ درصد بین یک تا پنج‌سالگی، دوازده درصد بین پنج تا پانزده‌سالگی.

اطلاع‌رسانی کافی بوده؟

هفت سال پیش بنیادی با عنوان بنیاد بیماری‌های نادر تأسیس شد که پنج سال و نیم از فعالیت رسمی آن می‌گذرد. این بنیاد هیچ گونه کمک دولتی دریافت نمی‌کند. نه حساب بانکی برای دریافت کمک‌های مردمی دارد و نه پولی از کسی دریافت می‌کند. علی داوودیان، مدیرعامل و بنیانگذار بنیاد، شخصاً از اموال خود برای این نهاد هزینه می‌کند. او می‌گوید علاقه به خدمت داشته و بخشی از دارایی‌های خود را صرف این بنیاد و بیماران کرده است.

به نظر می‌رسد با وجود اطلاع‌رسانی‌های خود بنیاد، در قالب بروشورها و خبرنامه‌ها، این بنیاد برای اطلاع همه‌ی طیف‌های مردم کشور به خوبی در رسانه‌ها معرفی نشده است. این بنیاد پایگاه اطلاع‌رسانی هم دارد: www.nadernews.com داوودیان تأکید می‌کند: «بیماران نادر در مرکز خاصی نگهداری نمی‌شوند و ازآنجاکه تنوع بیماری‌های نادر زیاد است، مبتلایان برای درمان، بسته به نوع بیماری، به مراکز مختلفی اعزام می‌شوند.» این بنیاد در تهران، ارومیه، همدان، شیراز، اقلید، قم و مازندران شعبه دارد و بیماران از عراق، ارمنستان، آذربایجان و جاهای دیگر هم برای درمان به ایران می‌آیند.

آگاه ساختن مبتلایان به بیماری‌های نادر، خانواده‌ی آنان و جامعه از این نوع بیماری‌ها و افزایش امید به زندگی در مبتلایان مهم‌ترین هدف بنیاد است.

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در سه شنبه 1393/10/16 و ساعت 13:34 |
حسگر ابداعی ژاپنی‌ها در مرحله اولیه است که می‌توان با توسعه آن، آینده سیستم مانیتورینگ اعضای بدن را به صورت انقلابی تغییر داد.

این حسگر چسبناک ضمن چسبیدن به اعضای بدن می‌تواند تراشه‌های الکترونیکی کاشته شده را با خود حمل کرده و سیگنال موردنیاز را برای دستگاه‌های مانیتورینگ بفرستد.

محققان ژاپنی که در مراحل ابتدایی این پروژه هستند حسگر ژله‌ای ساخته‌اند که هم چسبناک بوده و هم به دلیل رطوبت طبیعی، می‌تواند حامل تراشه‌های رایانه‌ای باشد، بدون اینکه از جای خود تکان بخورند.

ظاهراً جنس حسگر از پلی وانیل الکلی (PVOH) است که در ساخت برخی دستکش‌های حفاظتی استفاده می‌شود.

در حالت تئوریک تراشه رایانه‌ای لای جدار این حسگر ژله‌ای نصب‌شده و اصل حسگر به عضو موردنظر چسبانده می‌شود و عملیات ارسال سگینال برای مانیتور کردن داخل بدن را فراهم می‌کند.

گفتنی است این حسگر روی موجودات زنده غیر انسان آزمایش‌شده و در آینده برای آزمون روی انسان نیز وارد فاز عملیاتی می‌شود.

تصور کنید برای بیماران قلبی وجود یک حسگر آنلاین چقدر می‌تواند مفید باشد؟

**********************************

سازمان GreatFire.org که علیه سانسور در چین فعالیت می‌کند در بیانیه خود آورده است کاربران چینی از روز جمعه تاکنون نمی‌توانند از سرویس ایمیل گوگل - جی میل - استفاده کنند.
پیش‌تر کاربران اینترنت از طریق پروتکل‌هایی مانند IMAP، SMTP و POP3 و نیز اپلیکیشن‌هایی مانند ایمیل آیفون و آتلوک مایکروسافت می‌توانستند ایمیل‌های خود را بازکرده و بخوانند اما از روز جمعه گذشته تا امروز دوشنبه دسترسی مسدود شده است.
«هوآ چون یینگ» سخنگوی وزارت خارجه چین گفت خبری درباره فیل‌تر شدن جی میل ندارد اما به شرکت‌های خارجی اطمینان داد که راه ارتباطی آن‌ها بسته نشده است.
این در حالی است که اغلب مردم در چین از سرویس وی پیان برای دور زدن فایروال بزرگ چین استفاده می‌کنند و از این هفته نیز شمار استفاده‌کنندگان از وی پیان به دلیل مسدود شدن جی میل ده‌ها برابر شده است.
ظاهراً تنها راه ارتباطی باقی‌مانده استفاده از وی پی ان در این کشور است.

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در چهارشنبه 1393/10/10 و ساعت 10:21 |
«ولادیمیر پوتین»، در سخنانی تصریح کرد، مسکو کودتای ماه فوریه در «کی‌یف» و آنچه را هم‌اکنون در شرق اوکراین در حال رخ دادن است، محکوم می‌کند.

پوتین ضمن قدردانی از مردم روسیه به علت حفظ همبستگی در زمان های بحران گفت: روسیه نشان داد می‌تواند از هموطنان خود دفاع کند.

رئیس جمهور روسیه، ضمن اعلام این مطلب به اوکراین همچون کشوری برادر احترام می‌گذاریم گفت: روسیه همواره در گذشته نیز به اوکراین احترام گذاشته و یاری رسانده است و این روند در آینده نیز تغییری نخواهد کرد.»

پوتین، درباره اقدامات آمریکا در اوکراین گفت: «آمریکایی‌ها همیشه به طور مستقیم یا پشت صحنه بر روابط ما با همسایگانمان اعمال نفوذ کرده‌اند. حتی اگر مسئله اوکراین پیش نیامده بود، غرب با بهانه دیگری تلاش می‌کرد تا روسیه را محدود کند. در اصل در مرحله معاهده انجمن اوکراین-اتحادیه اروپا به ما گفته شده که گورمان را گم کنیم. هدف آنچه که در اوکراین رخ داد چه بود؟ هر وقت احساس کنند روسیه قوی‌تر شده است شروع به مشکل‌ سازی می‌کنند.»

وی همچنین با اشاره به درگیری امروز صبح در گروزنی تصریح کرد که دولتش همواره با شورشیان مقابله خواهد کرد.

پوتین، غرب را به حمایت آشکار از تروریسم در قفقاز در دهه 1990 میلادی متهم کرد و گفت: «غرب خوشحال می‌شد که ما هم به راه یوگسلاوی برویم و فروبپاشیم؛ اما چنین اتفاقی نیفتاد. هیتلر را به خاطر بیاورید، او تلاش کرد به روسیه ضربه بزند، اما چه اتفاقی برایش افتاد؟ برخی در گذشته برای نابودی روسیه تلاش کردند اما موفق نشدند. شرکای ما باید بدانند که ما مسیر خود را در سیاست خارجی پیش خواهیم گرفت».

وی با اشاره به اینکه کشورش وارد یک رقابت تسلیحاتی دیگر نخواهد شد تصریح کرد که ما به جهان راست می‌گوییم پس آنچه می‌گوییم، تصویر واقعی روسیه است، ما امنیت خود را بدون ورود به رقابت تسلیحاتی تضمین خواهیم کرد. ما راه‌حل‌های غیر استاندارد داریم. ارتش ما مؤدب اما قدرتمند است. سامانه ضدموشک آمریکا مهم‌ترین موضوع امنیت بین‌المللی است.

رئیس‌جمهور روسیه تاکید کرد: ما راه خودانزوایی و دیگرهراسی را در پیش نگرفته‌ ایم، چرا که این امر، نشانه ضعف است.

پوتین، درباره تحریم‌هایی که علیه کشورش تحمیل شده، گفت: تحریم‌ها به ما انگیزه می‌دهد تا زودتر به اهدافمان برسیم. درهای روسیه به روی همه جهان باز است اما ما بر منابع و توانمندی‌های خود اتکا خواهیم کرد.

وی اینگونه گفت که روسیه روابط خود را با کشورهای آمریکای جنوبی، خاورمیانه و هر جای دیگری که در آن دوستان خوب داشته باشد، گسترش می‌دهد.

رئیس‌جمهور روسیه همچنین در بخش اقتصادی سخنان خود تاکید کرد که روسیه باید اتکای خود به بانک‌های غربی را کاهش دهد و گفت:خانواده سالم، ارزش‌های سنتی و ثبات از اولویت‌های ما است.

وی همچنین تاکید کرد که وابستگی روسیه به فن‌آوری‌های غربی نیز که اکنون در سطح بالایی است، باید تنزل یابد.

***********************************************

طرح محرمانه رژیم صهیونیستی برای اوکراین

صهیونیست‌ها مدت زمان طولانی است که نسبت به سرزمین متعلق به قوم یهود ادعاهای زیادی را مطرح کرده‌اند و این بار قصد دارند اسرائیل دومی را در اوکراین شکل دهند.

به گزارش وبسایت استراتژیک کالچر، روزنامه تایمز اسرائیل در ماه مارس مقاله‌ای را به نقل از یک گزارش محرمانه که برای کابینه اسرائیل تهیه شده منتشر کرده و در آن به این مساله اشاره کرده است که یهودی‌های اروپا در واقع از منطقه خزر سرازیر شده‌اند و یک ریشه خزری دارند.

این گزارش محرمانه توسط گروهی از کارشناسان تاریخ یهود برای کابینه اسرائیل تهیه شده است.

بر اساس این گزارش، صهیونیست‌ها مدت زمان طولانی است که نسبت به سرزمین متعلق به قوم یهود ادعاهای زیادی را مطرح کرده‌اند. اثبات اینکه یهودیان اشکنازی که اکثریت جمعیت اسرائیل را تشکیل می‌دهند هیچ ارتباط تاریخی با فلسطین ندارند می تواند کل ادعای اسرائیل در مورد تاریخ 5 هزار ساله در سرزمین مورد ادعای قوم یهود را زیر سئوال ببرد.

روزنامه نگاران اسرائیلی بر این باورند که هرگونه صحبت در خصوص خزر و اسرائیل مدرن همواره با تحقیر از سوی رهبران اسرائیلی روبرو شده است.

گلدا مایر نخست وزیر سابق اسرائیل زمانی گفته بود که "خزر. هیچ مردمی از خزر وجود ندارد. من هیچ خزری را نمی شناسم. در کی یف این اهالی خزر را که از آن صحبت می کنید به من نشان بدهید."

آزمایش های دی ان ای نیز اثبات می‌کند که جمعیت مهاجر خزر از اروپا که الان ادعا می شود ریشه های باستانی در فلسطین داشته اند تا حد زیادی ادعاهای صهیونیست ها در خصوص منطقه را از بین می‌برد.

این شواهد که یهودیان شرق و غرب اروپا هیچ ادعای تاریخی در خصوص فلسطین ندارند موجب فعالیت های شتاب زده و سرآسیمه در داخل و خارج اسرائیل شده است. این مساله موجب شده تا کنست اسرائیل به زودی در خصوص طرح قانونی شدن دولت ملی یهود که توسط کابینه اسرائیل به تصویب رسیده رای گیری کند.

بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل نیز که این گزارش محرمانه در خصوص خزری ها را خوانده است اعلام کرده است که اسرائیل یک دولت یهودی و ملی گرا برای مردم یهودی است.

یکی از مهمترین دلایلی که سرمایه دار میلیاردر اوکراینی ایهور کولومویسکی، شهردار منطقه دنیپروپتروفسک و شهروندان اوکراینی و اسرائیل و قبرس میلیون ها دلار برای اجیر کردن نئو نازی ها و ملی گراهای راستگرای افراطی در اوکراین و سایر مناطق اروپا برای مقابله با روس زبانان منطقه دونباس در شرق اوکراین هزینه می کنند این است که نگران این مساله هستند که تبدیل اوکراین به اسرائیل دوم را خطر روبرو شود و این مساله از مسیر اصلی خود خارج شود.

تدابیر حمایتی روسیه از منطقه دونباس و همین طور همکاری برای برگزاری همه پرسی در کریمه ، تبدیل اوکراین به سرزمین دومی برای یهودیان اشکنازی را با تهدید جدی روبرو کرده است.

مقاله تایمز اسرائیل در خصوص ریشه‌های خزری اشکنازی‌ها همچنین نشان می دهد اسرائیل برای اسکان مجدد مهاجران اشکنازی در کرانه باختری تا اوکراین آماده می شود.

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در پنجشنبه 1393/09/13 و ساعت 15:59 |
محتا: شب گذشته بی بی سی فارسی در مستندی معلوم الحال به هویت تراجنسی های ایرانی حمله کرد.
البته این اولین باری نیست که بی بی سی با مستند های خودش به تراجنسی ها و حقوق آن ها در ایران حمله می کند.
بی بی سی سابقه طولانی در پخش مستندهای مغرضانه درباره تراجنسی های ایرانی دارد.

یکی از بدترین خاطرات تراجنسی های ایرانی با مستندی است با نام “شبیه دیگران باش” یا همان مستندی که در ایران با نام “مستند دوجنسه های ایرانی” شناخته می شود
مستندی که به تنهایی چهره تراجنسی های ایرانی را مخدوش و بد کرده است

اما ریشه این غرض ورزی ها کجاست؟ چرا بی بی سی هرازگاهی تیری به سمت تراجنسی های ایرانی رها می کند؟

برای روشن شدن این موضوع شاید بهتر باشد از مستند شبیه دیگران باش شروع کنیم. مستندی که در ایران و درباره زندگی دو تراجنسی به صورت موازی ساخته شده است.

در شروع این مستند با جمله ای روبرو می شویم که می گوید همجنسگرایی در ایران جرم است و مجازات اعدام دارد ولی تغییر جنسیت آزاد است و حمایت می شود.
حالا کمی جلوتر بیاییم و به مستند زیر تیغ جنسیت برسیم. در ابتدای این مستند می شنویم ایران کشوری است که همجنسگرایی در آن جرم است و مجازات اعدام دارد ولی تغییر جنسیت در آن آزاد است.

در شبیه دیگران باش نگار می گوید تحت فشار جراحی می کند و اگر در ایران نبود جراحی نمی کرد و در زیر تیغ جنسیت این وظیفه بر عهده مریم است

در هر دو مستند اصرار عجیبی است تا یک گرایش جنسی (همجنسگرایی) در کنار یک هویت جنسیتی (تراجنسی بودن) قرار گیرد و با هم مقایسه شود.
بی بی سی آگاهانه یا غیرآگاهانه خود را به ندانستن میزند و نمیداند این دو مسائلی کاملا سوا از یکدیگر هستند.

در هر دو این مستندها بی بی سی اصرار دارد بگوید پروسه تغییر جنسیت در ایران بسیار ساده و سهل است و هرفردی می‌تواند به سادگی آب خوردن مجوز گرفته و تغییر جنسیت دهد.
در صورتی که در خوشبینانه ترین حالت یک تراجنسی باید هشت ماه تا یک سال برای اثبات خود و قانع کردن روانپزشک و کمیسیون پزشکی قانونی تلاش کند و باید تست ها و مراحل زیادی را بگذراند تا بتواند مجوز جراحی تغییر جنسیت را بگیرد.
مراحلی که حتی خود تراجنسی ها نیز با وجود تنفر شدید از جسمشان باز هم به سختی از پس آن بر می آیند

در مستند زیر تیغ جنسیت یک آمار جالب و شاید هم کمی خنده دار ارائه می‌شود. در این مستند گفته می شود ۴۵% تغییر جنسیت های داخل ایران در واقع همجنسگرایانی هستند که دست به تغییر جنسیت زده اند! حال این آمار توسط چه گروهی، با کدام جامعه آماری، با کدام روش تحقیق و با کدام مدارک گرفته شده است هیچکس نمی داند
از آن جالب تر و خنده دار تر نیز آن است که با وجودی که مولف این آمار می گوید این درصد غیر علمی و غیر آکادمیک است اما باز هم به آن استناد می کند و اوضاع را بغرنج نشان می دهد

بی بی سی در هر دو این مستندها می خواهد اینطور القا کند که کسانی که در ایران جراحی می کنند در واقع همجنسگرایانی از همه جا بریده هستند که به خاطر فشارهای روی خودشان جراحی می کنند.

 

وظیفه این تلقین در مستند شبیه دیگران باش بر عهده نگار و در مستند زیر تیغ جنسیت بر عهده سهیل، رها و مریم است.

در مستند زیر تیغ جنسیت که دیشب پخش شد سهیل می گوید خانواده اش فهمیده بودند همجنسگرا است ولی به خاطر آبرویشان او را به اجبار برای تغییر جنسیت مجاب میکردند.
مساله ای که به هیچوقت با عقل جور در نمی آید. زیرا جراحی تغییر جنسیت مساله ای است که همه اطرافیان از آن آگاه می شوند ولی همجنسگرایی یک گرایش است که لزوما قرار نیست همه از آن با خبر شوند. پس عقل حکم می کند در این شرایط خانواده چنین رفتاری را از خود نشان ندهد و البته کمی خنده دار است که خانواده بتواند برای فرزندشان مجوز جراحی تغییر جنسیت را اجبارا بگیرد و روانپزشک، قاضی و کمیسیون پزشکی قانونی نیز آن را تایید کند و همگی با هم و هماهنگ یک نفر را یدون رضایت و بالاجبار به تخت جراحی تغییر جنسیت بسپارند.

کما اینکه بر خلاف ادعای بی بی سی برعکس این موضوع بسیار مشاهده شده است. یعنی خانواده هایی که حاضر هستند فرزندشان با همجنس فیزیکی خودشان در ارتباط باشد اما جراحی تغییر جنسیت را انجام ندهد.

در این مستند یک تراجنسی به نام مریم حضور پیدا می کند، کسی که تغییر جنسیت خود را کامل کرده و البته بی بی سی به سختی او را پیدا کرده است. اما همان هم از این جراحی پشیمان است و حاضر است به گذشته برگردد و به بدن مردانه خودش برگردد زیرا فکر می کند ناقص شده است.

بی بی سی مریم را یک تراجنسی معرفی می کند که حاضر بوده با جسم مردانه اش زندگی کند، اما بهتر است کسی به گوش بی بی سی برساند تعریف تراجنسی در مراجع آکادمیک نارضایتی شدید از جسم و درخواست و میل شدید به تغییر جنسیت است. حال چگونه است که مریم از جسم جدید خود را ناقص می داند و از جراحی پشیمان است!

توهین دیگر این مستند  به جامعه تراجنسی، مرد خطاب کردن مرحوم مریم خاتون ملک آرا در این مستند بود.
بی بی سی در این مستند مریم خاتون، مادر معنوی تراجنسی های ایرانی را مردی میداند که سال های سال به دنبال مشروعیت جراحی تغییر جنسیت بوده است و حتی به خودش زحمت نمی دهد تا نام این فرد را به زبان آورد و حداقل بگوید که این فرد یک مرد نبوده است بلکه یک ترنس زن و در نهایت یک خانم بوده است.

بهتر است بگوییم بی بی سی در این دو مستند بیشتر به جای اینکه به دنبال بررسی تغییر جنسیت در ایران باشد، به دنبال سهم خواهی برای همجنسگرایان است. اگرچه همجنسگرايي در برخي كشورها يك سبك زندگي و به عنوان هنجار اجتماعي شناخته مي شود و حمايت هاي قانوني و مدني دارد.

بی بی سی برای کمک به همجنسگرایان می خواهد تراجنسی ها و حقوق تثبیت شده آن ها در ایران را سپر بلا کند. تا جایی که عمدا تراجنسی بودن و همجنسگرا بودن را در کنار هم و با یکدیگر مقایسه می کند و حقوق این یکی را از آن یکی می طلبد.

در این مستند حتی اقدامات مثبت حکومت ایران در قبال تراجنسی ها را مانند دامی پهن شده می داند برای صید اقلیت ها.

بی بی سی تغییر مدارک و کمک های دولتی به تراجنسی ها را طوری نمایش می دهد که بیننده تصور میکند این ها مسائل بی اهمیت و بی ارزشی است. در صورتی که بریتانیا، کشور خانگی بی بی سی تا سال ۲۰۰۴ مدارک تراجنسی های کشور خودش را تغییر نمی داد و تنها ۱۰ سال است که تراجنسی های انگلیسی می توانند مدارک شناسایی جدید دریافت کنند. اتفاقی که در کشور آرژانتین از سال ۲۰۱۳ یعنی تنها یک سال است انجام می شود و البته هنوز در بسیاری از کشورها تراجنسی های جراحی کرده از مدارک شناسایی جدید محروم هستند و مجبورند با مدارک جنس قبلی خود سر کنند و از بسیاری حقوق اولیه خود محرومند.

در این مستند با به اصطلاح روانشناسی به نام شبنم مواجه می شویم که می گوید درصد ناراضیان از جراحی و خودکشی بسیار بالا است و اکثر این جراحی ها در واقع همجنسگرایان مجاب شده هستند.
اما در مقابل دکتر کامیار توکلی یکی از بزرگترین جراحان تغییر جنسیت در ایران در صحبتی بیان کرده است از ۴۰۰ جراحی گذشته خودش تنها یک مورد نارضایتی و اشتباه وجود داشته است.

البته نمی توان منکر آن شد که برخی همجنسگرایان ممکن است اشتباها از فیلترهای موجود گذر کرده و به مراحل تغییر جنسیت وارد شوند اما درصد همجنسگرایانی که اشتباها عمل کرده اند آنقدر پایین است که شاید بتوان با انگشتان دست شمرد و این در تمام کشورها امری اجتناب ناپذیر است.

شاید بهتر باشد بی بی سی تراجنسی ها سپر بلای همجنسگرایان نکند و راه بهتری برای سهم خواهی برای این گروه کند زیرا تراجنسی ها خودشان به دنبال پر کردن خلاهای قانونی خودشان هستند.

بی بی سی بارها با مستندها و برنامه های متفاوت سعی کرده است تا نشان دهد تراجنسی ها و جراحی ها در ایران مصنوعی و تحت فشار حکومتی است و البته سر انجام بتواند از حقوق تراجنسی های ایرانی سهمی هم برای همجنسگرایان بگیرد اما نتیجه نهایی این مستندها بی اعتمادی خانواده ها و فشار بیشتر آن ها به فرزندان تراجنسی خودشان باشد.

بی بی سی بیشتر از اینکه نگران تراجنسی ها و وضعیت جراحی ها باشد میخواهد حکومت ایران را محکوم کند و با وارونه جلوه دادن واقعیت افکار عمومی را تحت تاثیر قرار دهد

در شرایط کنونی که تراجنسی های ایرانی با مشکلات فرهنگی زیادی روبرو هستند نمایش چنین مستندهایی خیانت بزرگی به آن ها است و به جز فشارهای اجتماعی سود دیگری برایشان ندارد.

مسلما محتا تریبونی به بزرگی بی بی سی فارسی ندارد تا صدای خود را به گوش همگان برساند اما میتوانیم با کمک همدیگر بگوییم این مستند و مستند های مشابه سراسر دروغ و کذب محض است و هویت ما تراجنسی ها در ایران اثبات شده است و اجازه نمی دهیم کسی به هویت ما توهین کند

پی نوشت: محتا هیچ گاه همجنسگرایان را رد یا تایید نمیکند زیرا اینکار در تخصص و صلاحیت ما نیست و ما صلاحیت قضاوت نداریم. اما مساله اساسی ما قربانی شدن ترنس ها برای حقوق سایرین است.

پيوست:

http://drkhorshidi.blogfa.com/9304.aspx

لایحه حمایتی برای تی اس ها؛ ترنس‌ها، قانون می‌خواهند

شغل يابي راحت تر براي همجنسگرايان در آمريكا/گفتگو با سامان ارسطو

نصوح کیست و توبه نصوح چیست؟

بزرگترین اصلاحات اجتماعی در فرانسه پس از حذف قانون اعدام چیست؟

 

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در سه شنبه 1393/09/11 و ساعت 15:42 |
محتا: يكم دسامبر روز جهانی ایدز است و بسیاری از رسانه ها و افراد سعی میکنند تا در این روز درباره این مساله آگاهی رسانی کنند. این بار هم قرار است در محتا پنج دلیل بیاوریم که چرا باید هرچه زودتر آزمایش تشخیص اچ آی وی را انجام دهیم.

۱. اطلاع از وضعیت سلامتی شما می تواند زندگیتان را نجات دهد
از هر ۴ نفری که مبتلا به اچ آی وی هستند یک نفر از آلوده بودن خودش بی خبر هست!
بسیاری دیگر از مردم نیز در بی خبری به سر می برند.
این در حالی است که آزمایش تشخیص ایدز بسیار راحت و ساده است اما با این حال بسیاری از مردم از انجام آن سر باز می زنند.
اگر یک تشخیص زودهنگام از اچ آی وی انجام شود شاید بتوان به راحتی آن را درمان کرد و به زندگی عادی برگشت اما هرچقدر ویروس کهنه تر شود احتمال درمان موفق آن کمتر و کمتر می شود.

داروهای زیادی برای مبارزه با اچ آی وی وجود دارد اما اینها تنها می توانند ویروس را کنترل کنند تا پیشروی بیشتری نداشته باشد و شما طول عمر بیشتری و زندگی سالم تری داشته باشید در صورتی که اگر همان ابتدا ویروس شناسایی شود امکان مدیریت آن خیلی بیشتر است.
تعلل در تشخیص این ویروس می تواند به قیمت جان شما تمام شود

۲.جلوگیری از آلوده و مبتلا شدن به اچ آی وی
هنوز هیچ درمان یا واکسن قطعی برای این ویروس وجود ندارد و تنها راه جلوگیری پیشگیری از آلوده شدن به ویروس است.

اما هیچکس نمی تواند ادعا کند من هیچوقت آلوده نمی شوم. ممکن از جایی که حتی فکرش را نمی کنید مبتلا به اچ آی وی شوید.
از سوی دیگر همه ما یک زندگی شاد و سلامت جسمی و جنسی را دوست داریم و دلمان نمیخواهد خودمان و اطرافیان مان را دچار این ویروس کنیم.
اگر درمان و مراقبت از اچ آی وی در اوایل ابتلا به آن انجام شود، امکان انتقال آن و پیشروی به شدت کاهش می یابد

۳. نتایج آزمایش شما محرمانه است.
اگر از این می ترسید که دیگران از نتایج آزمایش شما با خبر شوند خب باید بگویم ترس نا به جایی است.
برخی از مردم از ترس تبعیض یا لطمه به زندگی شخصی و حرفه ای شان از انجام آزمایش فرار می کنند اما این را هم بدانید که قوانین هیچ تبعیضی بین یک فرد مبتلا به اچ آی وی و فرد غیر مبتلا قایل نیست.

آزمایشات شما شخصی و محرمانه خواهد بود و تا زمانی که خودتان نخواهید کسی از آن با خبر نمی شود

۴. تنها نیستی
نترسید! اگر آزمایش شما ابتلا به ویروس را نشان دهد نباید فکر کنید پس دیگر تنها شدید.
سازمان های خیریه، مراکزی مانند مرکز ملی پیشگیری از ایدز و مرکز تحقیقات ایدز و دوستان واقعی شما کماکان در کنارتان هستند و از کمک به شما دریغ نمی کنند.  از تنها شدن از روبرو شدن با واقعیت نترسید.

درست است، هر کسی که باشد وقتی اولین بار بشنود که مبتلا به اچ آی وی شده است می ترسد و ممکن است شوکه شود اما نباید خودمان را ببازیم.

اگر یکی از ما مبتلا شد باید بدانیم که هنوز کسانی هستند که در کنار ما باشند.
افسانه های مرتبط با اچ آی وی هیچگاه تمامی ندارد اما افرادی هم هستند که واقعیت را میبینند و کنار شما می مانند.

۵.این آزمایش سریع و ارزان است.

آزمایش اچ آی وی یک چیز عجیب و غریب و خاص نیست که نشود به راحتی انجام داد
شما به راحتی در هر شهری که باشید می توانید این تست را انجام دهید.
ساده ترین و کم هزینه ترین راه برای تشخیص، واحد های انتقال خون هستند. هم می توانید خون اهدا کنید و هم اطلاعات مفیدی را کسب کنید

با پنهان شدن و فرار از واقعیت نمی توانید خودتان را از گزند اچ آی وی در امان بدارید
شاید پیش خودتان بگویید من که رفتار پرخطری نداشتم، احتمال اینکه من هم مبتلا باشم بسیار کم است و …
اما شاید ندانید آخرین باری که به دندانپزشکی رفتید یا به یک سلمانی تازه رفتید و مسائلی این چنین هم ممکن است شما را به سمت ابتلا به اچ آوی سوق دهد.
مطمئن باشید حتی یک روز هم مهم است و ممکن است جلوی مصیبت بزرگ را بگیريد.

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در سه شنبه 1393/09/11 و ساعت 15:39 |
پایگاه خبری وزارت بهداشت: عباس صداقت در آستانه روز جهانی ایدز (10 آذرماه)، در خصوص آخرین آمار ابتلا به ایدز در ایران گفت: حدود 28 هزار و 600 مورد مبتلا به ایدز تا پایان تابستان سال جاری ثبت و گزارش شده است.

صداقت با اشاره به این که 38 درصد موارد ابتلا به ایدز در سال 92، این بیماری را از طریق روابط جنسی پرخطر و محافظت نشده دریافت کرده اند، گفت: از این میزان 30 درصد مبتلایان زنان هستند.

او گفت: این روند یک هشدار برای ابتلای نوزادان به بیماری ایدز است، ما همچنان تاکید می کنیم که باید با آموزش، اطلاع رسانی و آگاه سازی جامعه، رفتارهای پرخطر را به مردم گوش زد کنیم. چون 46 درصد مردم بین گروه سنی 25 تا 34 سال قرار دارند و با توجه به جوان بودن جمعیت کشور وضعیت ابتلا به ایدز نگران کننده تر است.

دکتر صداقت در ادامه گفت: پیش بینی کارشناسان بر این است که امسال چیزی حدود 90 هزار مورد ابتلا به ایدز در کشور وجود داشته باشد که از این تعداد 28 هزار مورد ثبت و گزارش شده است. یعنی تقریبا 60 هزار نفر از مبتلایان هنوز از این بیماری اطلاعی ندارند. بنابراین اگر مداخله جدی در این حوزه صورت نگیرد، این رقم تا سه سال آینده، این رقم به 120 هزار مورد ابتلا نیز خواهد رسید.

رییس اداره ایدز وزارت بهداشت درباره سازمان هایی که به نوعی می توانند شریک برنامه های وزارت بهداشت در پیشگیری از ایدز باشند، گفت: در این راستا تمامی ارگان ها رسالتی را به عهده دارند و باید جدی تر وارد عمل شوند. آموزش و پرورش باید توجه بیشتری برای آگاه سازی نوجوانان نسبت به خطر ابتلا به ایدز کند. همچنین از پتانسیل های وزارت علوم و هلال احمر می توان در امر پیشگیری به خوبی استفاده کرد.

 

وی با اشاره به این که شیب ابتلا به ایدز در ایران روند با سرعت بالایی ندارد، ادامه داد: با این حال این شیب با سرعت مشخصی پیش می رود. ولی نکته نگران کننده تر تغییر الگوی انتقال ایدز است که اگر جدی گرفته نشود، تا سالهای دیگر این شیب بسیار تندتر خواهد شد.

به گفته صداقت، ایران به عنوان منطقه ای در شمال آفریقا و شرق مدیترانه متاسفانه با این که در بسیاری از شاخص های سلامت، بهترین الگو است: ولی به دلیل همسایگی با کشورهای آسیای میانه، آسیای جنوب شرقی و اروپای شرقی از نظر ابتلا به ایدز وضعیت خوشبینانه ای ندارد و اگر مداخلات پیشگیری در این مناطق نیز به خوبی دنبال نشود، به دلیل مسافرت ایرانی ها به کشورهای ذکر شده، موج سوم ایدز و شیوع این بیماری در جمعیت عمومی خیلی دور از ذهن نیست.

او به مردم توصیه که آگاه باشند و از تزریق مشترک و روابط جنسی غیر ایمن پرهیز کنند: اگر مردم به برای سفر به کشورهایی می روند که فضای آنها با الگوهای اعتقادی کشور ما متفاوت است، این هشدارها باید جدی تر گرفته شود.

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در شنبه 1393/09/08 و ساعت 14:27 |

Dr Khorshidi: توانايي نمايان ساختن ساختارهايي كه در عملكردهاي خاص مغز نقش دارند با استفاده از تكنيك تصويربرداري (Functional Magnetic Resonance Imaging) fMRI امكانپذير است. اين تصاوير، رزولوشن بالايي داشته و اين تكنيك، فعاليت هاي مغزي را با روش هاي غير تهاجمي از طريق ثبت سيگنال‌هاي وابسته به سطح اكسيژن خون فراهم مي كند. اين توانايي نمايش مستقيم عملكرد مغزي، برداشت و درك انسان را از روند فعاليت هاي مغزي و وضعيت عصبي و ريسك هاي عصبي افزايش مي دهد. fMRI ، استفاده از MRI را براي اندازه گيري سيگنال هموگلوبين وابسته به فعاليت عصبي در مغز يا نخاع انسان يا هر حيوان ديگري، شرح مي‌دهد.

   اساس تصويربرداري MRI از روي ميزان تراكم هسته هاي هيدروژن در بافت مورد نظر (وكسل مورد نظر) مي باشد. بافت هاي با مقدار آب بيشتر، تراكم پروتوني  (Proton Density) PDبيشتري دارند. تصاويري كه براساس اختلاف تراكم پروتوني به دست مي آيد  را PD-Weighted   Image  مي‌گويند. تراكم پروتوني تراكم اسپين (Spin Density) نيز ناميده مي شود. تعداد پروتون هاي موجود در ناحيه مورد بررسي دامنه سيگنال دريافتي را كنترل مي كند. نواحي داراي دانسيته پروتوني كم داراي سيگنال كوچك‌تر و (Signal to Noise Ratio) SNR پايين‌تري هستند.

 تست‌ ‌بدون‌ ‌درد‌ ‌تشخيصي‌ ‌است‌ ‌كه‌ ‌با‌ ‌استفاده‌ ‌از‌ ‌يك‌ ‌ميدان‌ ‌مغناطيسي‌ ‌قوي‌ ‌باعث‌ ‌ايجاد‌ ‌تصاوير‌ ‌بسيار‌ ‌دقيق‌‌

و‌ ‌همراه‌ ‌با‌ ‌جزئيات‌ ‌از‌ ‌ساختارهاي‌ ‌داخل‌ ‌بدن‌ ‌مي‌‌شود. تكنولوژي‌  MRI  قادر‌ ‌است‌ ‌بافت هاي‌ ‌درون‌ ‌استخوان‌ ‌(‌مغز‌ ‌استخوان)‌ ‌را‌ ‌به‌ ‌تصوير‌ ‌بكشد‌ ‌همچنان كه‌ ‌بافتهايي‌ ‌را‌ ‌كه‌ ‌در‌ ‌پشت‌ ‌استخوان‌ ‌قرار‌ ‌دارد‌ ‌را‌ ‌به خوبي‌ ‌نشان‌ ‌مي‌ ‌دهد‌ ‌(استخوان‌ ‌مانعي‌ ‌بر‌ ‌سر‌ ‌راه‌ ‌اين‌ ‌نوع‌ ‌تصويربرداري‌ ‌نيست).

MRIيك‌ ‌وسيله‌ ‌بسيار‌ ‌كارآمد‌ ‌براي‌ ‌تشخيص‌ ‌تومور‌ ‌مغزي،‌ ‌علائم‌ ‌سكته‌‌هاي‌ ‌مغزي‌ ‌قبلي،‌ ‌خونريزي‌ ‌و‌ ‌اختلالات‌

‌ساختار‌ ‌در‌ ‌مغز‌ ‌و‌ ‌طناب‌ ‌نخاعي،‌ ‌سرطان‌ ‌خون،‌ ‌صدمات‌ ‌وارده‌ ‌به‌ ‌استخوان،‌ ‌مفاصل‌ ‌و‌ ‌بافت‌ ‌نرم‌ ‌است.
همچنين‌ ‌براي‌ ‌تشخيص‌ ‌بعضي‌ ‌بيماري هاي‌ ‌سيستم‌ ‌عصبي‌ ‌مثل‌ ‌اسكلروز‌ ‌متعدد(MS)  به كار‌ ‌مي‌‌رود، گاهي‌ ‌نيز‌ ‌براي‌ ‌تشخيص‌ ‌بعضي‌ ‌از‌ ‌بيماري‌هاي‌ ‌قلبي‌ ‌و‌ ‌اختلالات‌ ‌چشم‌‌،‌ ‌بيني‌ ‌و‌ ‌گوش‌ ‌كاربرد‌ ‌دارد. MRI وقتي‌ ‌انجام‌ ‌مي‌ ‌شود‌ ‌كه‌ ‌عكس هاي‌ ‌ساده‌ ‌راديوگرافي‌ ‌نتوانند‌ ‌اطلاعات‌ ‌كافي‌ ‌را‌ ‌از‌ ‌بافت‌ ‌مورد‌ ‌مطالعه‌ ‌به‌ ‌پزشك معالج‌ ‌دهند‌ ‌يا‌ هنگامي‌ ‌كه‌ ‌براي‌ ‌اين‌ ‌اطلاعات‌ نياز‌به ‌ CTاسكن هاي‌ ‌مكرر‌ ‌بيمار‌ ‌وجود داشته باشد‌ ‌كه‌ ‌آن‌ ‌هم‌ ‌باعث‌ ‌در‌ ‌معرض‌ ‌اشعه‌ ‌قرار‌ ‌گرفتن‌ ‌بيمار‌ ‌به‌ ‌مقدار‌ ‌زياد‌ ‌شده‌ ‌و‌ ‌بنابراين‌ ‌به جاي‌ CT اسكن‌ ‌از‌ MRI استفاده‌ ‌مي‌ ‌شود‌ ‌كه‌ ‌اشعه‌ ‌مضر‌ ‌ندارد.

به‌ ‌بعضي‌ ‌از‌ ‌بيماران‌ ‌ماده‌ ‌حاجب‌ ‌تزريق‌ ‌مي‌ ‌شود‌ ‌تا‌ ‌تصوير‌ ‌بهتري‌ ‌از‌ ‌قسمت‌ ‌خاصي‌ ‌از‌ ‌بدن‌ ‌به دست‌ ‌بيايد. اگر‌ ‌فرد‌ ‌به‌ ‌اين‌ ‌مواد‌ ‌قبلا‌ ‌حساسيت‌ ‌نشان‌ ‌داده‌ ‌بايد‌ ‌حتما‌ ‌پزشك‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌مطلع‌ ‌سازد. در‌ ‌بسياري‌ ‌از‌ ‌موارد‌  MRI  حدود90-30 دقيقه‌ ‌بسته‌ ‌به‌ ‌ميزان‌ ‌عكس‌ ‌و‌ ‌ناحيه‌ ‌اي‌ ‌از‌ ‌بدن‌ ‌كه MRI مي‌ ‌شود‌ ‌زمان‌ ‌مي‌ ‌برد.

موارد كاربرد‌  MRI بسيار زياد است از اين روش مي‌توان براي تشخيص، درمان و دنبال كردن مسير‌ ‌بيماري استفاده كرد. مثلا تمام ناهنجاري هاي‌ ‌مغز‌ ‌و‌ نخاع ‌به وسيله‌  MRI  نشان داده مي‌شود. با اين روش مي‌توان تشخيص داد كه‌ درد‌ ‌كمر ‌به علت‌ ‌درد عضله‌ ‌است يا به علت‌ ‌فشار روي عصب‌ ‌است. همچنين در درمان و تشخيص و روند توسعه‌ سرطان و نيز بيماري هاي قلبي عروقي از اين تكنيك استفاده مي‌شود.

اهميت تصويربرداري تشديد مغناطيسي عملكردي (fMRI)

 

fMRI ، استفاده از MRI را براي اندازه گيري سيگنال هموگلوبين وابسته به فعاليت عصبي در مغز يا نخاع انسان يا هر حيوان ديگري، شرح مي‌دهد. fMRI بر پايه افزايش جريان خون عروق بطور محلي  (Local) است يعني براساس محل هايي كه فعاليت هاي عصبي مغز را سازماندهي مي كنند عمل مي كند. اين نتيجه در اثر كاهش Local يا موضعي در دي‌اكسي‌هموگلوبين  (deoxyhemoglobin) پارامگنتيك است و سيگنال‌هاي با رزولوشن تصويري weighted T2  را تغيير مي دهد. بنابراين اين ماده گاهي به عنوان يك ماده كنتراست زاي خودبه‌خودي داخلي عمل مي كند و به عنوان منبع سيگنال در fMRI عمل مي كند و با استفاده از يك برش (سكانس) تصويري مناسب عملكردهاي Cortical مغز انسان بدون استفاده از مواد كنتراست زاي بيروني در اسكنر پزشكي نمايان مي شود. فعاليت‌هاي عملكردي مغز كه به وسيله سيگنال‌هاي MR  تهيه شده‌اند مشخصات آناتوميك مختلف مغز از جمله قشر مخ، كورتكس حركتي و نواحي Broca  صحبت و فعاليت‌هاي تكلمي را تصديق مي كند. مقايسه fMRI و تكنيك‌هاي electrophysiological معمولي، توانايي فوق العاده fMRI را در بررسي دقيق و تمركز عملكردهاي خاص مغز انسان نشان مي دهد.

   بزرگ‌ترين مزيت fMRI  به عنوان يك تكنيك ثبت تصاوير فعاليت هاي مغزي با توجه به پروسه هاي حساس و دقيق به كارگرفته شده در آن شامل موارد زير است:

  1. سيگنال احتياج به تزريق ايزوتوپ راديواكتيو ندارد.
  2. زمان نهايي اسكن مي تواند خيلي كوتاه باشد براي مثال 1.5 تا 2 دقيقه .
  3. رزولوشن In-plan تصاوير عملكردي معمولا در حدود 1 / 1.5 / 5 mm است اگر چه امكان ايجاد رزولوشن كمتر از 1 mm وجود دارد.

   براي پي بردن به اهميت روش fMRI  مي توان آن را با يكي ديگر از روش هاي تصوير برداري به نام PET  (Positron Emission Tomography)  مورد مقايسه قرار داد. سيستم تصويربرداري PET  احتياج به تزريق مواد راديوايزوتوپ دارد بنابراين زمان تصويربرداري زياد شده و رزولوشن قابل انتظار تصاوير PET  بسيار بزرگ‌تر از اندازه پيكسل در fMRI  است. به علاوه در PET معمولا بايد تصاوير مغزي جداگانه زيادي با هم جمع شوند تا يك سيگنال قابل قبول ايجاد كنند بنابراين اطلاعات سيگنال بيمار به خطر مي افتد و محدود مي شود. با وجود اين محدوديت‌ها، PET در كارهاي مهمي در مشكلات عصبي كاربرد دارد ولي براي طراحي يك عمل جراحي اعصاب يا نقشه درمان در موارد خاص مناسب نيست. لازم به ذكر است گه اين روش تصويربرداري پرهزينه تر از تصويربرداري عملكردي fMRI مي باشد.

  نقش fMRI در Planning عصبي بيماران از آنجا كه فعاليت هاي عصبي در ترسيم صحيح ساختار و عملكرد مغزي بسيار مهم است، غير قابل انكار است. نياز به نقشه هاي مجزاي مغزي وقتي اهميت خود را نشان مي دهد كه حضور يك تومور مغزي محل مورد انتظار يك فعاليت را تغيير دهد يا وقتي تومور در يك ناحيه با فعاليت نامعلوم باشد. نتايج fMRI  گرفته شده با اين هدف، موافق نتايج Electrophysiology، PET، Cortical Stimulation  و  EncephaloGraphy (MEG)  Magneto است. همچنين انتخاب محل عمل تومور اگر بر پايه اطلاعات عملكردي مغز باشد نتيجه رضايت بخشي حاصل مي شود.

    به دنبال توانايي به تصوير كشيدن سه بعدي مغز، fMRI  مي تواند وقايع همزمان و هماهنگ مغز را مجزا كند. نمايش چند سطحي فعاليت‌هاي مغز مي تواند شامل عملكردهاي ادراكي و كارهاي شناختي همزمان كه از طريق ورودي (Input) بينايي و شنوايي حاصل شده است، باشد. fMRI  ساختار مغز را در حين فعاليت‌هاي همزماني چون بينايي، گفتاري و ادراكي و حل مشكلات و ... بررسي مي كند.

   بيشتر از 100 سال است كه مطالعه حركت خون شديدا به فعاليت هاي عصبي وابسته است. وقتي سلول هاي عصبي فعال هستند، اكسيژن تهيه شده به وسيله مويرگ هاي موضعي را مصرف مي‌كنند. تقريبا‌ 6 - 4 ثانيه پس از يك فعاليت ناگهاني عصبي، يك واكنش جريان خون اتفاق مي افتد و خون سرشار از اكسيژن به نواحي مختلف مغز وارد مي شوند.
اين موضوع هموگلوبين اكسيژن دار را تبديل به ماده ديا مغناطيسي مي كند. درطي از دست رفتن اكسيژن خون اين ماده پارامغناطيس مي شود، بنابراين سيگنال هاي متفاوتي نسبت به MRI ايجاد مي شود. اسكنر MR متفاوتي مي تواند براي پيدا كردن اين‌ سيگنال‌هاي مختلف استفاده شود كه كنتراست وابستگي سطح اكسيژن خون (Blood   Oxygen   Level   Dependent  (BOLD)  Contrast) ناميده مي شود.

 

   شيوه اسكن عضو مورد نظر در fMRI بايد كاملا‌ بي‌حركت باشد و معمولا با يك بالشتك نرم جلوي حركات كمي را كه اندازه گيري را مختل مي كند مي گيرند. البته امكان اصلاح حركات خفيف به وسيله برنامه هاي پردازش وجود دارند ولي حركات شديد قابل اصلاح نيست. همواره از وقتي كه اين كار شروع شده است fMRI  بايد در برابر اين سؤال كه فعاليت‌هاي مغز كجا اتفاق مي‌افتند پاسخگو باشد. دانش اجراي fMRI بسيار پيچيده است و موارد زير را شامل مي شود:

-        درك صحيحي از فيزيك اسكنرهاي  MRI

-        آناليز آماري نتايج، از آنجا كه سيگنال ها خيلي دقيق و ظريف هستند، كاربرد صحيح آمار لازمه مشاهدات واقعي و جلوگيري از نتايج مثبت كاذب است.

-        طرح مشاهده روانشناختي، هنگامي كه fMRI در مورد انسان براي آزمايش هاي دقيق به كار رود امكان بررسي اختصاصي اثرات عصبي درست را در اختيار  قرار مي‌دهد. براي يك اسكن غير تهاجمي،MRI  رزولوشن فضايي خوبي دارد. اما رزولوشن زماني يا Temporal كمي دارد  بنابراين  با تكنيك هاي ديگر از جمله  EEG و MEG   به كار مي رود كه بسامد ضبط بالاتري دارند. يكپارچگي با ديگر دانش هاي مربوط به علم عصب شناسي از جمله شيمي عصب و بيماري هاي اعصاب براي درك بهتر موقعيت و كار سيگنال هايي كه fMRI نشان مي‌دهد لازم است.

-        در كنار fMRI روش هاي ديگري براي رديابي فعاليت مغز در استفاده از MRI وجود دارد.
  با استفاده از يك عامل كنتراست براي مثال MION، يك توزيع موضعي در ميدان مغناطيسي ايجاد مي شود كه به وسيله اسكنرهاي MRI قابل اندازه گيري است. سيگنال‌هاي مربوط به اين عوامل كنتراست با حجم خون مغز متناسب هستند. استفاده از چيزي كه برچسب اسپين شرياني (Arterial Spin Labeling) (ASL) نام دارد سيگنال هاي مربوط به يك ناحيه جريان خون مغزي يا Perfusion را نشان مي دهد.
تصويربرداري(Magnetic   Resonance    Spectroscopic) MRS  روش ديگري است كه فرايندي بر پايه(Nuclear Magnetic Resonance) NMR  براي سنجيدن كاركرد مغز سالم است. MRI  از اين مزيت كه پروتون ها با توجه به مولكول هاي مختلفي كه در آن‌ها قرار دارند (مثل پروتون موجود‌ ‌در H2O) داراي خواص رزونانسي مختلفي هستند استفاده مي كند. براي يك حجم معين مغز (كمي بيشتر از 1cm)، توزيع اين تشديد و رزونانس هيدروژن مي تواند به صورت يك طيف نمايش داده شود. مساحت زير نقطه اوج براي هر رزونانس يك اندازه گيري كمي فراواني نسبي آن به تركيب را نشان مي‌دهد. بيشترين نقطه اوج مربوط به H2O است.

-        يكي از موارد كاربردي اسكن fMRI در شخصيت شناسي افراد و تمايلات جنسي افراد مي باشد كه مي توان با نشان دادن عكس يا فيلم هاي مختلف به فرد تحت بررسي، ميزان علايق جنسي فرد شامل گرايش به همجنس يا جنس مخالف را در مدت زمان كوتاهي بررسي كرد؛ كه با اين كاركرد مي توان فرآيند تشخيصي تمايلات فرد را با دقت بالايي انجام داد.

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در شنبه 1393/09/08 و ساعت 13:17 |
محققان اولین آزمایش‌های خود را روی داروی ضدسرطان مبتنی بر نانوحباب پلاسمونیکی با موفقیت انجام دادند. این سیستم دارویی که در آن از نانوذرات طلا استفاده شده، متشکل از سه روش شیمی‌درمانی، رادیودرمانی و آسیب فیزیکی به سلول‌های سرطانی است.

پژوهشگران دانشگاه رایس اولین آزمایش‌های پیش‌بالینی را روی داروی ضدسرطان جدید خود انجام دادند که نتایج آن نشان می‌دهد این دارو می‌تواند سلول‌های سرطانی را شناسایی و نابود کند بدون این که به سلول‌های اطراف آسیبی برساند.

اثربخشی این فناوری جدید 17 برابر بیشتر از روش شیمی‌درمانی رایج است که برای تومورهای سرطان گردن و سر که نسبت به دارو مقاوم هستند، استفاده می‌شود.

دیمیتری لاپوتکو از محققان این پروژه می‌گوید: " فناوری جدیدی که ما ارائه کردیم از روش‌های فعلی درمان سرطان کاملا متفاوت است. در این روش از نانوحباب‌های پلاسمونیک استفاده می‌شود، این نانوحباب‌ها به درون سلول‌های سرطانی وارد شده و با استفاده از یک پالس لیزری کوتاه با انرژی کم تحریک شده و منفجر می‌شوند. این انفجار در کسری از ثانیه اتفاق افتاده و موجب نابودی سلول‌های سرطانی می‌شود. بنابراین با این روش می‌توان سلول‌های سرطانی را که به دلیل مقاومت دارویی قابل درمان نیستند و همچنین سلول‌هایی که امکان جراحی روی آنها وجود ندارد را می‌توان با این روش از بین برد."

این گروه در پروژه قبلی، تنها از فناوری نانوحباب استفاده کرده بودند اما در این روش جدید، نانوحباب را با داروی شیمی‌درمانی و رادیودرمانی ترکیب کرده و با سه روش مختلف به مبارزه سلول‌های سرطانی می‌روند. مزیت این روش جدیدی این است که هر سه مکانیسم مورد استفاده، به سلول‌های سالم اطراف آسیبی نمی‌زند.

دیمیتری لاپوتکو می‌افزاید: "در این فناوری جدید از نانوذرات طلا استفاده می‌شود، این روش به نحوی طراحی شده که مکانسیم درمان به نابودی فیزیکی سلول‌های سرطانی ختم شود. در واقع ما جراحی، شیمی‌درمانی و رادیودرمانی را یک جا جمع کرده و همه را درون سلول سرطانی فعال می‌کنیم."

این گروه 2 داروی شیمی‌درمانی، دوکسوروبیسین و پاکلیتاکسل، را به شکل یک نانوذره در آورده و با یک آنتی‌بادی متصل شونده به سلول سرطانی ترکیب کردند. به مدد مکانیسم نانوحباب پلاسمونیک اثر بخشی دارو در این روش بالا بوده هرچند که دوز وارد شده به بدن بیمار کم است.

نانوذرات مورد استفاده در این سیستم دارویی غیرسمی بوده و به دلیل اتصال به آنتی‌بادی ویژه سلول‌ سرطانی، تنها در سلول‌های سرطانی متجمع می‌شوند. این نانوذرات تا پیش از تابش لیزر هیچ فعالیتی ندارند.

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در چهارشنبه 1393/06/05 و ساعت 11:18 |
یک شرکت تازه‌ تأسیس پزشکی مدعی است که می‌توان با استفاده از نانوذرات طلا لیپوساکشن را بهبود داد به طوریکه چربی با استفاده از این نانوذرات آب شده و از بدن خارج شود.

دو برادر به تازگی شرکتی به ثبت رسانده‌اند تا به تجاری‌سازی فناوری استفاده از نانوذرات در جراحی زیبایی بپردازند. آنها قصد دارند تا از نانوذرات برای آب کردن چربی‌های بدن استفاده کنند. در حال حاضر آزمایش‌هایی روی حیوانات انجام شده و گام بعدی آزمایش روی انسان خواهد بود.

هرچند لیپوساکشن یکی از رایج‌ترین روش‌های خارج کردن چربی از بدن است و در امریکا جزء مهمترین جراحی‌های زیبایی محسوب می‌شود، اما این روش هنوز اشکلاتی دارد. یک شرکت تازه‌ تأسیس مدعی است که می‌توان با استفاده از نانوذرات طلا این روش را بهبود داد به طوری که چربی با استفاده از این نانوذرات آب شده و از بدن خارج می‌شوند.

لورن ولف از محققان این پروژه می‌گوید: «در طول فرآیند لیپوساکشن، یک سوزن بسیار نازک وارد بافت چربی می‌شود. حرکت این سوزن به عقب و جلو زدوده شدن چربی‌ها را به همراه دارد. در نهایت سلول‌های چربی با استفاده از مکش دستگاه و ایجاد خلاء در محیط چربی، از بدن خارج می‌شود.» مشکل اصلی در این روش، انتخابی نبودن آن است به طوری که گاهی سلول‌‌های بافت‌ غیرچربی نیز از بدن زدوده می‌شود. معمولاً لیپوساکشن موجب بروز کبودی‌هایی در بدن شده که در طولانی مدت آثار آن باقی می‌ماند و گاهی به یک درمان ثانویه برای حل مشکل کبودی نیاز است. برای حل این مشکل یک تیم پزشکی متخصص در حوزه نانوپزشکی روش جدیدی ارائه کردند.

آده و خالد الموتائری، دو برادر که در این پروژه با هم فعالیت دارند، با توجه به استفاده از نانوذرات طلا در مبارزه با سلول‌های سرطانی، به فکر استفاده از این روش برای درمان چاقی افتادند. آن‌ها درصدد برآمدند با تابش پرتو مادون قرمز بر نانوذرات، آن‌ها را گرم کرده و در نهایت بافت چربی در بدن را آب کنند. با این کار می‌توان سلول‌های چربی را به صورت انتخابی از بدن خارج کرد. در صورتی که دمای ایجاد شده مناسب باشد، سلول‌های چربی آب شده بدون این که بافت‌های اطراف نظیر سلول‌های عصبی آسیبی ببینند. این دو برابر شرکتی به نام ای‌لوکس مدیکال (eLux Medical) به ثبت رسانده و فناوری جدیدی به نام نانولیپو را نیز تحت لیسانس خود در آوردند. این آزمایش روی نمونه‌های حیوانی با موفقیت به انجام رسیده است و در آینده نیز به آزمون‌های انسانی پرداخته خواهد شد.

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در چهارشنبه 1393/06/05 و ساعت 11:7 |

تصاويري كه در زمينه تهيه نقشه تغييرات عملكردي مغز به وسيله تصويربرداري تشديد مغناطيسي(MRI)گرفته مي شود بر عملكردهاي مغزي و تصاوير آناتوميك موجود منطبق است. توانايي نمايان ساختن ساختارهايي كه در عملكردهاي خاص مغز نقش دارند با استفاده از تكنيك جديدي به نام تصويربرداري تشديد مغناطيسي عملكردي (fMRI)  امكان‌پذيراست كه تصاوير آن رزولوشن بالايي داشته و فعاليت هاي مغزي را با روش هاي غير تهاجمي از طريق ثبت سيگنال‌هاي وابسته به سطح اكسيژن خون فراهم مي كند. اين توانايي نمايش مستقيم عملكرد مغزي ، برداشت و درك انسان را از روند فعاليت هاي مغزي و وضعيت عصبي و ريسك هاي عصبي افزايش مي دهد.

بافت در يك ميدان مغناطيسي خارجي
در هر سانتي متر مكعب از بافت نرم، ميلياردها هسته هيدروژن (پروتون) وجود دارد. ابتدا اين پروتون ها يا مغناطيس‌هاي كوچك به طور نامرتب در امتدادهاي مختلفي قرار دارند به طوري كه برايند نيروهاي مغناطيسي آن‌ها برابر صفر است.
پس از قرار گرفتن در يك ميدان مغناطيسي خارجي قوي، پروتون‌ها سعي مي كنند خود را در راستاي ميدان مغناطيسي خارجي قرار دهند. تعداد پروتون هايي كه در جهت ميدان مغناطيسي خارجي قرار مي گيرند، اندكي بيش از تعداد پروتون هايي است كه در جهت خلاف ميدان مغناطيسي خارجي قرار مي گيرند. لذا برايند ميدان مغناطيسي پروتون ها، برداري در جهت ميدان مغناطيسي خارجي خواهد بود كه به آن بردار مغناطيسي برايند، ( Magnetization Vector ) مي گويند.
با اعمال ميدان هاي مغناطيسي گرادياني به ميدان يكنواخت خارجي، ميدان مغناطيسي برايند در هر جزء كوچك از جسم (Voxel ) با اجزاء كناري  تفاوت كرده و لذا فركانس لارمور در هر وكسل مقدار خاصي خواهد شد كه با فركانس لارمور وكسل هاي اطراف آن متفاوت است.
اعمال موج با فركانس راديويي 
(RF Waves)
زماني كه اين امواج بافركانس لارمور بر هر وكسل در جسم تابيده شود،يك ميدان مغناطيسي متناوب بروكسل مورد نظراعمال شده ودر نتيجه بردار برايند(M)در آن وكسل منحرف مي شود.زاويه انحراف (Rotation  Angle) بستگي به شدت امواج RF و مدت زمان تابش (Duration Pulse) دارد. ميدان مغناطيسي امواج RF عمود بر ميدان خارجي، اعمال مي شود.
با قطع امواج RF، بردار برايند (M) با يك حركت تقديمي ( فرفره اي ) خود را در جهت ميدان مغناطيسي خارجي ( راستاي قبل از اعمال امواج ) RF قرار مي‌دهد.اين بازگشت در يك سيم پيچ، يك جريان القايي  بوجود مي‌آورد كه همان سيگنال الكتريكي MR  است و به آن سيگنال " واپاشي القايي آزاد ( Free Induction Decay, FID )گويند.
از سيگنال FID سه پارامتر زير را مي توان به دست آورد:
1- تراكم ( دانسيته ) پروتوني (PD)
2- زمان استراحت اسپين - شبكه (Spin - Lattice Relaxation Time  (T1
3- زمان استراحت اسپين - اسپين (Spin - Spin Relaxation Time (T2   
تراكم پروتوني(PD)
اين پارامتر در حقيقت ميزان تراكم هسته هاي هيدروژن در بافت مورد نظر (وكسل مورد نظر) را نشان مي دهد. بافت هاي با مقدار آب بيشتر، تراكم پروتوني (PD)بيشتري دارند. تصاويري كه براساس اختلاف تراكم پروتوني به دست مي آيد  را PD-Weighted   Image  مي‌گويند. تراكم پروتوني را تراكم اسپين (Spin Density) نيز ناميده مي شود.
زمان استراحت اسپين - شبكه  (T1)
با حذف موج RF، پروتون هايي كه تحت تاثير اين امواج از وضعيت تعادل خود خارج شده بودند، با يك حركت به وضعيت اول خود بر مي گردند و در نتيجه شبكه اتم‌هاي موجود در هر وكسل به وضعيت اول خود برمي گردد. زمان لازم براي اين بازگشت شبكه اتم ها به حالت اول را زمان استراحت اسپين - شبكه گويند و با پارامتر 1T معرفي مي شود.1T  مدت زماني است كه 63 درصد شبكه به وضعيت تعادل خود برمي‌گردد.
عوامل مؤثر در T1:
1- عناصر تشكيل دهنده بافت
2-  ساختمان بافت
3- عناصر اطراف بافت
4- شدت ميدان مغناطيسي
زمان استراحت اسپين - اسپين (T2)
پس از قطع امواج  RF، پروتون هاي تحريك شده ، به حالت اول خود برمي گردند. زمان برگشت پروتون ها به حالت اول را زمان استراحت اسپين - اسپين گويند و با پارامتر 2T بيان مي‌شود.
2T مدت زماني است كه 37 درصد پروتون هاي تحريك شده هنوز در حالت تحريكي باقي هستند.
تصويربرداري تشديد مغناطيسي  (MRI)
MRI تست‌ ‌بدون‌ ‌درد‌ ‌تشخيصي‌ ‌است‌ ‌كه‌ ‌با‌ ‌استفاده‌ ‌از‌ ‌يك‌ ‌ميدان‌ ‌مغناطيسي‌ ‌قوي‌ ‌باعث‌ ‌ايجاد‌ ‌تصاوير‌ ‌بسيار‌ ‌دقيق‌ ‌و‌ ‌همراه‌ ‌با‌ ‌جزئيات‌ ‌از‌ ‌ساختارهاي‌ ‌داخل‌ ‌بدن‌ ‌مي‌‌شود. تكنولوژي‌  MRI  قادر‌ ‌است‌ ‌بافت هاي‌ ‌درون‌ ‌استخوان‌ ‌( ‌مغز‌ ‌استخوان)‌ ‌‌ ‌را‌ ‌به‌ ‌تصوير‌ ‌بكشد‌ ‌همچنان كه‌ ‌بافت هايي‌ ‌را‌ ‌كه‌ ‌در‌ ‌پشت‌ ‌استخوان‌ ‌قرار‌ ‌دارد‌ ‌را‌ ‌به خوبي‌ ‌نشان‌ ‌مي‌ ‌دهد‌ ‌( استخوان‌ ‌مانعي‌ ‌بر‌ ‌سر‌ ‌راه‌ ‌اين‌ ‌نوع‌ ‌تصويربرداري‌ ‌نيست.)
 MRI  يك‌ ‌وسيله‌ ‌بسيار‌ ‌كارآمد‌ ‌براي‌ ‌تشخيص‌ ‌تومور‌ ‌مغزي،‌ ‌علائم‌ ‌سكته‌‌هاي‌ ‌مغزي‌ ‌قبلي،‌ ‌خونريزي‌ ‌و‌ ‌اختلالات‌ ‌ساختار‌ ‌در‌ ‌مغز‌ ‌و‌ ‌طناب‌ ‌نخاعي،‌ ‌سرطان‌ ‌خون،‌ ‌صدمات‌ ‌وارده‌ ‌به‌ ‌استخوان،‌ ‌مفاصل‌ ‌و‌ ‌بافت‌ ‌نرم‌ ‌است.
همچنين‌ ‌براي‌ ‌تشخيص‌ ‌بعضي‌ ‌بيماري هاي‌ ‌سيستم‌ ‌عصبي‌ ‌مثل‌ ‌اسكلروز‌ ‌متعدد(MS) به كار‌ ‌مي‌‌رود، گاهي‌ ‌نيز‌ ‌براي‌ ‌تشخيص‌ ‌بعضي‌ ‌از‌ ‌بيماري‌هاي‌ ‌قلبي‌ ‌و‌ ‌اختلالات‌ ‌چشم‌ ‌،‌ ‌بيني‌ ‌و‌ ‌گوش‌ ‌كاربرد‌ ‌دارد.
MRI وقتي‌ ‌انجام‌ ‌مي‌ ‌شود‌ ‌كه‌ ‌عكس هاي‌ ‌ساده‌ ‌راديوگرافي‌ ‌نتوانند‌ ‌اطلاعات‌ ‌كافي‌ ‌را‌ ‌از‌ ‌بافت‌ ‌مورد‌ ‌مطالعه‌ ‌به‌ ‌پزشك معالج‌ ‌دهند‌ ‌يا‌ هنگامي‌ ‌كه‌ ‌براي‌ ‌اين‌ ‌اطلاعات‌ نياز‌به‌  CT اسكن هاي‌ ‌مكرر‌ ‌بيمار‌ ‌وجود داشته باشد‌ ‌كه‌ ‌آن‌ ‌هم‌ ‌باعث‌ ‌در‌ ‌معرض‌ ‌اشعه‌ ‌قرار‌ ‌گرفتن‌ ‌بيمار‌ ‌به‌ ‌مقدار‌ ‌زياد‌ ‌شده‌ ‌و‌ ‌بنابراين‌ ‌به جاي‌  CT اسكن‌ ‌از‌  MRI  استفاده‌ ‌مي‌ ‌شود‌ ‌كه‌ ‌اشعه‌ ‌مضر‌ ‌ندارد.
گر‌ ‌چه‌  MRI  بسيار‌ ‌ساده‌ ‌بوده‌ ‌و‌ نيازي ‌به‌ ‌هيچگونه‌ ‌آمادگي‌ ‌براي‌ ‌انجام‌ ‌آن‌ ‌نيست‌ ‌اما‌ ‌بعضي‌ ‌افراد‌ ‌بايد‌ ‌از‌ ‌انجام‌ ‌آن‌ ‌خودداري‌ ‌كنند:
1. اگر فرد قلب مصنوعي‌ ‌يا درون كاشت فلزي  يا به طور‌ ‌كلي فلز در بدن خود داشته باشد(مانند معلولين و جانبازان جنگ تحميلي)، نبايد از‌  MRI   استفاده كنند، زيرا‌ ‌ميدان مغناطيسي مي‌تواند باعث جابجايي آن ها‌ ‌مي‌شود.
2. كساني كه‌ ‌ضربان‌ ‌ساز‌ ‌قلبي (Pacemaker) دارند‌ ‌زيرا‌ ‌ميدان‌ ‌مغناطيسي‌ ‌باعث‌ ‌آسيب‌ ‌رساندن‌ ‌به‌ ‌ضربان‌ ‌ساز‌ ‌مي‌ ‌شود.
كساني كه‌ ‌ترس‌ ‌از‌ ‌محيط هاي‌ ‌بسته‌ ‌و‌ ‌كوچك‌ ‌دارند‌ ‌ ،زيرا‌ ‌در‌  MRI  مدت‌ ‌طولاني‌ ‌بايد‌ ‌در‌ ‌يك‌ ‌فضاي‌ ‌كوچك‌ ‌دراز‌ ‌كشيد  و همچنين‌ ‌زناني كه‌ ‌باردار‌ ‌هستند‌ ‌قبل‌ ‌از‌ ‌انجام‌  MRI بايد‌ ‌شرايط‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌به‌ ‌پزشك‌ ‌اطلاع‌ ‌دهند، گرچه در‌ ‌اين‌ ‌تكنيك‌ ‌اشعه‌ ‌استفاده‌ ‌نمي‌‌شود‌ ‌اما‌ ‌تأثير‌ ‌امواج‌ ‌مغناطيسي‌ ‌بر‌ ‌روي‌ ‌جنين‌ ‌هنوز‌ ‌مشخص‌ ‌نشده‌ ‌است. 
  MRIو نحوه انجام آن‌
پيش‌ ‌از‌ ‌شروع‌  MRI    از‌ ‌بيمار‌ ‌خواسته‌ ‌مي‌ ‌شود‌ ‌هرگونه‌ ‌لباسي‌را ‌كه‌ ‌در‌ ‌آن‌ ‌فلز‌ ‌به كار‌ ‌رفته‌ ‌‌ ‌از‌ ‌تن‌ ‌خود‌ ‌بيرون‌ ‌آورد‌ ‌و‌ ‌لباس‌ ‌يك‌دست‌ ‌بيمارستاني‌ ‌(گان) ‌ ‌به‌ ‌تن‌ ‌كند.
مبدل هاي‌ ‌كوچكي‌ ‌كه‌ ‌كار‌ ‌آن ها‌ ‌فرستادن‌ ‌و‌ ‌دريافت‌ ‌كردن‌ ‌امواج‌ ‌مغناطيسي‌ ‌است‌ ‌در‌ ‌اطراف‌ ‌ناحيه‌ ‌اي‌ ‌كه‌ ‌قرار‌ ‌است‌  MRI  شود‌ ‌قرار‌ ‌دارند. اگر‌ ‌قرار‌ ‌است‌ ‌فقط‌ ‌از‌ ‌سر‌ ‌و‌ ‌گردن‌  MRI  گرفته‌ ‌شود،‌ ‌ممكن‌ ‌است‌ ‌فقط‌ ‌به‌ ‌بيمار‌ ‌يك‌ ‌وسيله‌ ‌به‌ ‌شكل‌ ‌كلاه‌ ‌خود‌ ‌داده‌ ‌شود‌ ‌كه‌ ‌آن را‌ ‌روي‌ ‌سر‌ ‌خود‌ ‌بگذارد‌ ‌(مبدل ها‌ ‌در‌ ‌اين‌ ‌كلاه‌ ‌خود‌ ‌هستند) ولي‌ ‌اگر‌  MRI  ساير‌ ‌نقاط‌ ‌بدن‌ ‌مورد‌ ‌نياز‌ ‌باشد‌ ‌فرد‌ ‌برروي‌ ‌تختي‌ ‌كه‌ ‌تعبيه‌ ‌شده‌ ‌دراز‌ ‌مي‌ ‌كشد‌ ‌و‌ ‌تخت‌ ‌به‌ ‌آهستگي‌ ‌وارد‌ ‌لوله‌ ‌تو‌ ‌خالي‌ ‌دستگاه‌ ‌مي‌ ‌شود.
بايد‌ ‌در‌ ‌هنگام‌ ‌انجام‌  MRI  كاملا‌ ‌بي‌ ‌حركت‌ ‌بوده‌ ‌ در غير اين صورت‌ ‌تصاوير‌ ‌مبهم‌ ‌مي‌ ‌شوند‌ ‌و‌ ‌گاهي‌ ‌فرد‌ ‌را‌ ‌به وسيله‌ ‌بندهاي‌ ‌كنار‌ ‌تخت‌ ‌مي‌ ‌بندد‌ ‌تا‌ ‌به‌ ‌بي‌ ‌حركتي‌ ‌او‌ ‌كمك‌ ‌شود. بيرون‌ ‌اتاق‌ ‌دستگاه‌  MRI   يك‌ ‌اتاق‌ ‌كوچك‌ ‌وجود‌ ‌دارد‌ ‌كه‌ ‌راديولوژيست‌ ‌از‌ ‌پشت‌ ‌پنجره‌ ‌همه‌ ‌مراحل‌ ‌انجام MRI   را‌ ‌زير‌ ‌نظر‌ ‌دارد‌ ‌و‌ ‌به وسيله‌ ‌يك‌ ‌ميكروفون‌ ‌با‌ ‌بيمار‌ ‌در‌ ‌حال‌ ‌انجام‌  MRI   صحبت‌ ‌مي‌ ‌كند.
در‌ ‌طول‌ ‌انجام‌  MRI  امواج‌ ‌مغناطيسي‌ ‌از‌ ‌بدن‌ ‌فرد‌ ‌عبور‌ ‌كرده‌ ‌ولي‌ ‌فرد‌ ‌چيزي‌ ‌را‌ ‌حس‌ ‌نمي‌ ‌كند‌ ‌اما‌ ‌تصوير‌ ‌حاصله‌ ‌بر‌ ‌روي‌ ‌نمايشگر‌ ‌كامپيوتر‌ ‌قابل‌ ‌رويت‌ ‌است‌ ‌و‌ ‌به‌ ‌اين‌ ‌ترتيب‌ ‌تصاوير‌ ‌زيادي‌ ‌را‌ ‌مي‌ ‌توان‌ ‌از‌ ‌يك‌ ‌نقطه‌ ‌از‌ ‌بدن‌ ‌گرفت.
چون‌ ‌دستگاه‌  MRI  پر‌ ‌سر‌ ‌و‌ ‌صدا‌ ‌است،‌ ‌ممكن‌ ‌است‌ ‌يك‌ ‌گوشي‌ ‌به‌ ‌بيمار‌ ‌داده‌‌شود‌ ‌تا‌ ‌در‌ ‌طول‌ ‌انجام‌ ‌تست‌ ‌به‌ ‌موسيقي‌ ‌گوش‌ ‌كند. به‌ ‌فردي‌ ‌كه‌ ‌دچار‌ ‌ترس‌ ‌از‌ ‌مكان هاي‌ ‌كوچك‌ ‌و‌ ‌بسته‌ ‌است‌ ‌مي‌ ‌توان‌ ‌قبل‌ ‌از‌ ‌انجام‌ ‌تست‌ ‌مقداري‌ ‌‌داروي‌ ‌آرام بخش‌ ‌تزريق‌ ‌كرد‌ ‌يا‌ ‌اينكه‌ ‌از‌  MRI  باز‌ ‌)Open MRI( استفاده‌ ‌كرد‌ ‌كه‌ ‌نيازي‌ ‌نيست‌ ‌فرد‌ ‌داخل‌ ‌يك‌ ‌لوله‌ ‌بخوابد.
به‌ ‌بعضي‌ ‌از‌ ‌بيماران‌ ‌ماده‌ ‌حاجب‌ ‌تزريق‌ ‌مي‌ ‌شود‌ ‌تا‌ ‌تصوير‌ ‌بهتري‌ ‌از‌ ‌قسمت‌ ‌خاصي‌ ‌از‌ ‌بدن‌ ‌به دست‌ ‌بيايد. اگر‌ ‌فرد‌ ‌به‌ ‌اين‌ ‌مواد‌ ‌قبلا‌ ‌حساسيت‌ ‌نشان‌ ‌داده‌ ‌بايد‌ ‌حتما‌ ‌پزشك‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌مطلع‌ ‌سازد. در‌ ‌بسياري‌ ‌از‌ ‌موارد‌  MRI  حدود90-30 دقيقه‌ ‌بسته‌ ‌به‌ ‌ميزان‌ ‌عكس‌ ‌و‌ ‌ناحيه‌ ‌اي‌ ‌از‌ ‌بدن‌ ‌كه MRI   مي‌ ‌شود‌ ‌زمان‌ ‌مي‌ ‌برد.
موارد كاربرد‌ MRI
موارد كاربرد‌  MRI بسيار زياد است از اين روش مي‌توان براي تشخيص ، درمان و دنبال كردن مسير‌ ‌بيماري استفاده كرد. مثلا تمام ناهنجاري هاي‌ ‌مغز‌ ‌و‌ نخاع ‌به وسيله‌  MRI  نشان داده مي‌شود. با اين روش مي‌توان تشخيص داد كه‌ درد‌ ‌كمر ‌به علت‌ ‌درد عضله‌ ‌است يا به علت‌ ‌فشار روي عصب‌ ‌است. همچنين در درمان و تشخيص و روند توسعه‌ سرطان و نيز بيماري هاي قلبي عروقي از اين تكنيك استفاده مي‌شود.
كيفيت تصوير‌  MRI
چهار پارامتر در كيفيت تصوير MRI تاثير دارند.
1)   نرخ سيگنال به نويز (Signal    to    Nois     Ratio     (SNR 
 عبارت است از: نسبت دامنه سيگنال به دامنه متوسط نويز سيستم ، سيگنال جريان الكتريكي يا ولتاژي است كه در اثر چرخش بردار مغناطيس عرضي داخل كويل گيرنده القا مي شود.
نويز، سيگنال‌هاي زمينه و مزاحمي هستند كه در اثر عوامل مختلف از جمله نويز الكتريكي زمينه سيستم ايجاد مي شود.
عواملي كه بر SNR  تاثير دارند عبارتند از:
دانسيته پروتوني ناحيه مورد آزمايش:(Proton    Density) تعداد پروتون هاي موجود در ناحيه مورد بررسي دامنه سيگنال دريافتي را كنترل مي كند . نواحي داراي دانسيته پروتوني كم داراي سيگنال كوچك‌تر و SNR پايين‌تري هستند. در حالي كه نواحي با دانسيته پروتوني بالا (مثل لگن) داراي سيگنال قوي‌تر لذا SNR بالاتري هستند.

2) نرخ كنتراست به نويز(Contrast to Nois Ratio-CNR)

3)رزولوشن مكاني (Spatial Resolution)

4)زمان اسكن(Scan Time) 

حجم وكسل (Volume Voxel) 

واحد ساختماني يك تصوير ديجيتال Pixel است روشنايي Pixel معرف شدت سيگنال توليد شده توسط واحد حجم بافت بدن بيمار يا Voxel است . هر وكسل معرف حجمي از بافت داخل بدن بيمار است و حجم آن طبيعتا وابسته به مساحت Pixel و ضخامت مقطع است . هر چه حجم Voxel بيشتر باشد ازآنجا كه تعداد پروتون بيشتري داخل آن قرار مي گيرد سيگنال قوي‌تر مي‌دهد و SNR بيشتر مي شود .
مزايا و معايب روش MRI
برخي مزاياي روش MRI عبارتند از:
 *تصاوير با كنتراست بالا
 *تصوير برداري از جهت هاي مختلف بدن
 *عدم استفاده از پرتوهاي يونيزان
 *نداشتن آرتيفكت سختي دسته اشعه ( به خصوص در مواردي كه ضايعه در كنار استخوان قرار دارد.)
 *قابل پيش بيني بودن آرتيفكت ناشي از جسم فلزي در بدن
 *بيمار نياز به آمادگي خاصي ندارد.
 *از معايب روش MRI   نيز مي توان به موارد زير اشاره كرد:
 *گران‌تر و كمتر در دسترس بودن
 *مدت زمان تصوير برداري طولاني تر است
 *قدرت تفكيك فضايي كمتر
 *آرتيفكت جريان بدن بيمار
اهميت تصويربرداري تشديد مغناطيسي عملكردي (fMRI)
fMRI  بر پايه افزايش جريان خون عروق ( Localمحل هايي كه فعاليت هاي عصبي مغز را سازماندهي مي كنند) عمل مي كند. اين نتيجه در اثر كاهش Local و موضعي در دي‌اكسي‌هموگلوبين (deoxyhemoglobin)پارامگنتيك است و سيگنال‌هاي با رزولوشن تصويري 2weighted T را تغيير مي دهد. بنابراين اين ماده گاهي به عنوان يك ماده كنتراست زاي خودبه‌خودي داخلي عمل مي كند و به عنوان منبع سيگنال در fMRI عمل مي كند و با استفاده از يك سكانس تصويري مناسب عملكردهاي Cortical مغز انسان بدون استفاده از مواد كنتراست زاي بيروني در اسكنر پزشكي نمايان مي شود. فعاليت‌هاي عملكردي مغز كه به وسيله سيگنال‌هاي MR تهيه شده‌اند مشخصات آناتوميك مختلف مغز از جمله قشر مخ، كورتكس حركتي و نواحي Broca صحبت  و فعاليت‌هاي تكلمي را تصديق مي كند. مقايسه fMRI و تكنيك‌هاي electrophysiological معمولي، توانايي فوق العاده fMRI را در بررسي دقيق و تمركز عملكردهاي خاص مغز انسان نشان مي دهد. بنابراين تعداد مراكز پزشكي و تحقيقاتي مربوط به fMRI در حال افزايش است. بزرگ‌ترين مزيت fMRI به عنوان يك تكنيك ثبت تصاوير فعاليت هاي مغزي با توجه به پروسه هاي حساس و دقيق به كارگرفته شده در آن شامل موارد زير است:
1- سيگنال احتياج به تزريق ايزوتوپ راديواكتيو ندارد.
2-  زمان نهايي اسكن مي تواند خيلي كوتاه باشد براي مثال 5/1 تا 2 دقيقه .
3- رزولوشن In-plan تصاوير عملكردي معمولا در حدود mm5/1*5/1 است اگر چه امكان ايجاد رزولوشن كمتر از mm1 وجود دارد.
براي پي بردن به اهميت روش fMRI  مي توان آن را با يكي ديگر از روش هاي تصوير برداري به نام                        PET)    Positron Emission Tomography) مورد مقايسه قرار داد.
PET  احتياج به تزريق مواد راديوايزوتوپ دارد بنابراين زمان تصويربرداري زياد شده و رزولوشن قابل انتظار تصاوير PET    بسيار بزرگ‌تر از اندازه پيكسل در fMRI  است. به علاوه در PET معمولا بايد تصاوير مغزي جداگانه زيادي با هم جمع شوند تا يك سيگنال قابل قبول ايجاد كنند بنابراين اطلاعات سيگنال بيمار به خطر مي افتد و محدود مي شود. با وجود اين محدوديت‌ها، PET  در كارهاي مهمي در مشكلات عصبي كاربرد دارد ولي براي طراحي يك عمل جراحي اعصاب يا نقشه درمان در موارد خاص مناسب نيست.

جدول 1) مقايسه fMRI با دیگر تکنیک‌های تصویربرداری


روش ها
روش هاي تصويربرداري خاص از يك مركز به مركز ديگر متفاوت هستند زيرا هر گروه پيشرفت هاي مستقلي در زمينه روش و روش هاي آناليز حاصل كرده اند و هنوز يك روش واحد و استاندارد براي استفاده در كليه مراكز وجود ندارد ولي فاكتورهاي مورد استفاده در كل و با ميانگين كاربرد بيشتر شامل موارد زير است: در تهيه تصاوير ازweighted 2T با سكانس گراديان اكو،  ms60TE = و  s3TR =، ­90flip angle = و سيستم  T5/1 استفاده مي شود. ضخامت برش mm 5 و گاهي mm 3 با تصاوير همزمان تا 16 برش در كنار هم به دست مي‌آيد‌.‌
در روش fMRI معمولاً 30 تصوير در مدت 90 ثانيه‌ ‌گرفته مي شود. 10 تصوير اول و آخر baseline conditions و 10 تصوير وسط (30 ثانيه) در طي كار گرفته مي شود.
نقش fMRI در Planning عصبي بيماران از آنجا كه فعاليت هاي عصبي در ترسيم صحيح ساختار و عملكرد مغزي بسيار مهم است ، غير قابل انكار است. نياز به نقشه هاي مجزاي مغزي وقتي اهميت خود را نشان مي دهد كه حضور يك تومور مغزي محل مورد انتظار يك فعاليت را تغيير دهد يا وقتي تومور در يك ناحيه با فعاليت نامعلوم باشد. نتايج fMRI گرفته شده با اين هدف، موافق نتايج Electrophysiology، PET، Cortical Stimulation و Encephalography Magneto  است.همچنين انتخاب محل عمل تومور اگر بر پايه اطلاعات عملكردي مغز باشد نتيجه رضايت بخشي حاصل مي شود.
 به دنبال توانايي به تصوير كشيدن سه بعدي مغز، fMRI مي تواند وقايع همزمان و هماهنگ مغز را مجزا كند. نمايش چند سطحي فعاليت‌هاي مغز مي تواند شامل عملكردهاي ادراكي و كارهاي شناختي همزمان كه از طريق ورودي )Input( بينايي و شنوايي حاصل شده است، باشد. fMRI ساختار مغز را در حين فعاليت‌هاي همزماني چون بينايي ، گفتاري و ادراكي و حل مشكلات و ... بررسي مي كند.
fMRI ، استفاده از MRI را براي اندازه گيري سيگنال هموگلوبين وابسته به فعاليت عصبي در مغز يا نخاع انسان يا هر حيوان ديگري، شرح مي‌دهد.
بيشتر از 100 سال است كه مطالعه حركت خون شديدا به فعاليت هاي عصبي وابسته است. وقتي سلول هاي عصبي فعال هستند، اكسيژن تهيه شده به وسيله مويرگ هاي موضعي را مصرف مي‌كنند. تقريبا‌ 6 - 4 ثانيه پس از يك فعاليت ناگهاني عصبي، يك واكنش جريان خون اتفاق مي افتد و خون سرشار از اكسيژن به نواحي مختلف مغز وارد مي شوند.
اين موضوع هموگلوبين اكسيژن دار را تبديل به ماده ديا مغناطيسي مي كند. درطي از دست رفتن اكسيژن خون اين ماده پارامغناطيس مي شود، بنابراين سيگنال هاي متفاوتي نسبت به MRI ايجاد مي شود. يك MR اسكنري كه مي تواند براي پيدا كردن اين‌ سيگنال‌هاي متفاوت استفاده شود كنتراست وابستگي سطح اكسيــــــژن خون (Blood   Oxygen   Level   Dependent  (BOLD)  Contrast) ناميده مي شود.
اثرات BOLD با استفاده از فرايند تصويري 2T قابل اندازه گيري است در واقع 2T كه با اسكن 1T گرفته شده در تصويربرداري MRI ساختاري فرق مي كند (مورد اخير سرعت تغيير فاز اسپين ها را اندازه گيري مي كند ، در پي آشكار شدن نيمه عمر اسپين وارونه ) تصاوير2T مي‌تواند با فضاي سه بعدي متوسط و  به دست آيند. اسكن ها معمولا هر 5-2 ثانيه تكرار مي شوند و وكسل ها در نتيجه تصاوير ارائه شده به صورت مكعب از بافت ها، تقريبا 3 ميلي متر در هر طرف نمايش داده مي‌شوند.
دانش اجراي fMRI بسيار پيچيده است و موارد زير را شامل مي شود:
 درك صحيحي از فيزيك اسكنرهاي MRI
آناليز آماري نتايج،  از آنجا كه سيگنال ها خيلي دقيق و ظريف هستند، كاربرد صحيح آمار لازمه مشاهدات واقعي و جلوگيري از نتايج مثبت كاذب است.

 طرح مشاهده روانشناختي، هنگامي كه fMRI در مورد انسان براي آزمايش هاي دقيق به كار رود امكان بررسي اختصاصي اثرات عصبي درست را در اختيار  قرار مي‌دهد.
 براي يك اسكن غير تهاجمي، MRI رزولوشن فضايي خوبي دارد . اما رزولوشن Temporal كمي دارد  بنابراين  با تكنيك هاي ديگر از جمله  EEG و MEG  به كار مي رود كه بسامد ضبط بالاتري دارند.
يكپارچگي با ديگر دانش هاي مربوط به علم عصب شناسي از جمله شيمي عصب و بيماري هاي اعصاب براي درك بهتر موقعيت و كار سيگنال هايي كه fMRI نشان مي‌دهد لازم است.
در كنار fMRI روش هاي ديگري براي رديابي فعاليت مغز در استفاده از MRI وجود دارد.
  با استفاده از يك عامل كنتراست براي مثال MION، يك توزيع موضعي در ميدان مغناطيسي ايجاد مي شود كه به وسيله اسكنرهاي MRI قابل اندازه گيري است. سيگنال‌هاي مربوط به اين عوامل كنتراست با حجم خون مغز متناسب هستند.
 استفاده از چيزي كه برچسب اسپين شرياني (Arterial Spin Labeling) (ASL) نام دارد سيگنال هاي مربوط به يك ناحيه جريان خون مغزي يا Perfusion را نشان مي دهد.
تصويربرداري (Magnetic   Resonance    Spectroscopic (MRS روش ديگري است كه فرايندي بر پايهNuclear Magnetic   (Resonance (NMR براي سنجيدن كاركرد مغز سالم است. MRI از اين مزيت كه پروتون ها با توجه به مولكول هاي مختلفي كه در آن‌ها قرار دارند (مثل پروتون موجود‌ ‌در O2)H داراي خواص رزونانسي مختلفي هستند استفاده مي كند. براي يك حجم معين مغز (كمي بيشتر از cm1)، توزيع اين تشديد و رزونانس هيدروژن مي تواند به صورت يك طيف نمايش داده شود. مساحت زير نقطه اوج براي هر رزونانس يك اندازه گيري كمي فراواني نسبي آن به تركيب را نشان مي‌دهد. بيشترين نقطه اوج مربوط به O2H است .
شيوه اسكن
عضو مورد نظر در fMRI بايد كاملا‌ بي‌حركت باشد و معمولا با يك بالشتك نرم جلوي حركات كمي را كه اندازه گيري را مختل مي كند مي گيرند. البته امكان اصلاح حركات خفيف به وسيله برنامه هاي پردازش وجود دارند ولي حركات شديد قابل اصلاح نيست. همواره از وقتي كه اين كار شروع شده است fMRI بايد در برابر اين سؤال كه فعاليت‌هاي مغز كجا اتفاق مي‌افتند پاسخگو باشد.

منابع
1)Duncan, Retinotopic organization of primary visual cortex in glaucoma, Comparing fMRI measurements of cortical function with visual field loss,2007.
2)Brown, G.G., Perthen, J.P.., Liu T.T., Buxton, R.B.   A Primer on Functional Magnetic Resonance Imaging, Neuropsychology Review, 2007.
3)Hagler, D.J. Jr., A.P. Saygin, and M.I. Sereno, Smoothing and
cluster thresholding for cortical surface-based group  analysis of fMRI
data. Neuroimage (epub available), 2006.
4)www.prin.ir.
5)Ogawa, S., Lee, T. M., Nayak., A. S. and Glynn, P. Oxygenation-Sensitive Contrast in Magnetic Resonance Image of Rodent Brain at High Magnetic Fields. Magn. Reson. Med. 14, 68-78.,1990.
6)Ogawa, S. and Lee, T. M, Magnetic Resonance Imaging of Blood Vessels at High Fields: In Vivo and in Vitro Measurements and Image Simulation. Magn. Reson. Med. 16, 9-18, 1990

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در سه شنبه 1393/06/04 و ساعت 12:56 |
رئيس شهرك علمي و تحقيقاتي اصفهان از ساخت دستگاه شتابدهندۀ خطي در اين شهرك، توسط شركت دانش بنيان بهيار صنعت سپاهان خبر داد.

دكتر مهدي كشميري با اشاره به اينكه سرطان يكي از شايع­ترين و خطرناك­ترين بيماري­هاي موجود در انسان­ها است، افزود: با توجه به آمارهاي موجود توسط كارشناسان بهداشت جهاني سرطان در كشورهاي در حال  توسعه هرسال رو به افزايش و بيشتر از ايدز، سل و مالاريا مردم را مي­ كشد.

رئيس شهرك علمي و تحقيقاتي اصفهان با بيان اينكه با توجه به پيشرفت روز افزون علم پزشكي، فيزيك پزشكي و مهندسي پزشكي راديو تراپي به وسيله شتابدهنده در اكثر مراكز پرتو درماني جهان جايگزين ديگر دستگاههاي درماني شده­ است، ادامه داد: در دستگاه شتاب­دهنده، باريكه الكترون با جريان بالا توليد مي­ شود و توان بالايي براي درمان با الكترون و پرتو ايكس فراهم مي‌شود.

كشميري گفت: بيشتر شتاب­دهنده­ هاي پيشرفته چندين باريكه الكترون و فوتون با انرژي­هاي مختلف توليد مي­ كنند، اين دستگاه‌ها ثابت بوده و در حجم كم ساخته شده­ اند و اكثرا درون گانتري (Gantry) هم مركز قرار مي­ گيرند.

وي با بيان اينكه ساخت شتابدهنده با طيف فوتون با انرژي۶MV (شش مگا الكترون ولت) در مدت دو سال توسط شركت بهيار صنعت سپاهان انجام شده است، عنوان كرد: حمايت از توليد و اشتغال و حمايت از بيماران سرطاني ايراني با توجه به نياز روز افزون به سيستم­هاي پيشرفته و موثر درمان سرطان در ايران از مهمترين مزيات و اهداف اين طرح است.

رئيس اين مركز علم و فناوري ادامه داد: با برآوردهاي انجام شده تعداد 60 نفر نيروي كار مستقيم و 200 نفر نيروي كار غير مستقيم با اين پروژه مرتبط خواهند بود و همچنين مي­ توان به تعداد كارگاه­هاي درگير  شامل چهار كارگاه بصورت مستقيم و 10كارگاه به صورت غير مستقيم اشاره كرد.

وي همچنين اظهار كرد: با توجه به هدف شركت كه در مرحله اول قصد توليد يك شتابدهنده شامل يك طيف الكترون6MV  را دارد، ديگر نيازي به آهن رباي خم ­كننده نیست همچنين شتابدهنده‌هاي الكترون غير از زمينه پزشكي و درمان داراي كاربردهاي بسيار زياد ديگري نظير گمرك، استريليزاسيون، تحقيقات و .... هستند.

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در جمعه 1393/05/31 و ساعت 11:32 |
نخستین مرکز پیشگیری از کودک آزاری جنسی در ایران، یک دفتر کوچک و دنج است، کمی بالاتر از پارک ساعی با پنجره ای بزرگ رو به حیاطی قدیمی، رنگ هایی گرم و صندلی هایی بزرگ و گردان که لابد وقتی مراجعان کم سن و سال دکتر شهین علیایی زند، روانشناس خانواده و موسس مرکز، روی شان می نشینند، ذوق دارند تا با شیطنتی کودکانه، آنها را به این طرف و آن طرف بچرخانند.

 

همان ابتدای گفتگو ، به او می​گویم که بیش از دو دهه، بارها نتایج پژوهش هایش در رسانه​ها را در حوزه پیشگیری از آزار جنسی کودکان دنبال کرده​ ام و جسارت و صداقتش را تحسین کرده​ام.

لبخند می زند و از روزهایی می​گوید که حتی پرداختن به مسأله کودک آزاری، جزو بزرگترین تابوهای جامعه بود و فعالیت او در این حوزه، باعث شده بود خیلی از همکارانش، برای محافظه کاری حتی سلام و علیک شان را با او قطع کنند. صفحه اول کتابش را که امضا می کند، می گوید « پس باید برایت بنویسم به دوست قدیمی و نادیده ...»

استاد دانشگاه علامه طباطبایی ، کتاب را که می نویسد، زمزمه می​کند«ما،میلیون​ها دوست نادیده​ایم که گرچه یکدیگر را به چهره نمی شناسیم اما هدف مان مشترک است ، هر کس به سهم خودش باید برای پیشگیری از آزار جنسی کودکان و حمایت از قربانیان کمک کند.»

بهانه گفتگوی ما با این پژوهشگر و فعال حقوق کودک ، اخبار مربوط به چندین کودک آزاری جنسی در ماه های اخیر در کشورمان است که دو مورد از آنها در مدارس رخ داده است.

علیایی زند گلایه می کند که گرچه مسئولان در سطوح بالا برای فعالان حقوق کودک احترام قائلند اما برخی مسئولان در رده های پایین تر ، برای حفظ جایگاه شان، حتی وجود پدیده کودک آزاری جنسی را منکر می​شوند و راه را برای اطلاع رسانی در این حوزه می بندند.

حتما مطلع هستید که امسال در حوادثی متعدد یک ناظم، یک معلم و یک راننده سرویس مدارس به جرم آزار جنسی شماری از دانش آموزان دستگیر شدند. این ها البته همه اخبار در این حوزه نیست و فقط شمار از آنهاست. از دیدگاه شما آزار جنسی کودکان در کشورمان رو به افزایش است ؟

به هیچ وجه نمی شود درباره این موضوع با قطعیت نظر داد. مبنای کسانی که ادعا می کنند آزار جنسی در کشورمان بیشتر شده آمارهایی است که اعلام می شود اما توجه داشته باشید که آمارها، فقط ثابت می​کنند افراد بیشتری مشکل شان را گزارش می دهند اما آمار اندک کودک آزاری در گذشته هم لزوماً به معنای کم بودن آن نبوده است، بلکه موارد گزارش شده ناچیز بوده چون، پرهیز از فاش کردن این مسأله در گذشته نسبت به امروز ، بیشتر بوده است.

به عبارتی دیگر امکان دارد شمار زیادی از کسانی که در گذشته مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته​اند هرگز درباره مشکل شان حرفی نزده باشند و بنابر این در آمارها نیز ثبت نشده​اند.

پس نمی توانید با قاطعیت بگویید که امروز با افزایش کودک آزاری نسبت به گذشته مواجه هستیم اما با قطعیت می​توانم ادعا کنم که سوء استفاده جنسی از کودکان در همه جای دنیا از جمله کشور ما زیاد است و روز به روز ابعاد گسترده تری نیز به خود می​گیرد.

به طوری که کودک آزارها در دنیا حتی از پدیده پیشرفت تکنولوژی و گسترش رسانه ها هم برای پیشبرد اهداف شان سوء استفاده کرده​اند برای مثال برخی والدین درفیلیپین عکس های عریان فرزندان شان را به سایت های هرزنگارانه می فروشند چون خیال می کنند کودکان شان مستقیم مورد آزار جنسی قرار نگرفته​اند و فقط عکس عریان شان پخش شده است در حالی که هر نوع استفاده از کودکان به منظور لذت جنسی آزارجنسی محسوب می شود و آزار جنسی مسیر زندگی کودک را نابود می​کند و يا برخي رفتارهاي همجنسگرايانه را در او نهادينه مي كند.

شما هر چیزی را می توانید بخرید و بازسازی کنید بجز کودکی یک انسان را. آزار جنسی، کودک را یک شبه بزرگ می​کند، او را از دنیای کودکی اش می​رباید و به بدترین شیوه، بدون هیچ ابزار مناسب و مهارتی ، در دنیای آدم بزرگها رهایش می​کند.

شاید نخستین مشکل در برخورد با کودک آزاری جنسی، این باشد که قانون در برخورد با کودک آزاری به اندازه کافی بازدارنده نیست و در بسیاری موارد مجازات کودک آزارها، نسبی و سلیقه​ای است. شما هم موافقید؟

مسأله مهم این است که ثابت کردن این جرم در ایران کار دشواری است. متأسفانه در جامعه ما، ادعای کودک و تایید گروه روانشناس درباره راستگویی اش، کافی نیست و برای روشن شدن حقیقت باید اسناد و مدارک بیشتری ارائه شود.

اگر به تعریف واقعی کودک آزاری جنسی از دیدگاه روانشناسی رجوع کنیم ، این عمل به معنای استفاده از کودک به هر شکل و شیوه برای لذت جنسی بزرگسال هاست و حتی دست کشیدن به یک کودک با این هدف یا گفتن حرف های رکیک در حضور او نیز کودک آزاری جنسی است. با این تعریف، معنای کودک آزاری بسیار وسیع است و خیلی وقت ها جز با ادعای کودک و تایید گروه روانشناس امکان ندارد در حالی که این گواهی برای قانون کافی نیست. از آن مهمتر، همانطور که خودتان هم گفتید در برخورد با کودک آزار خیلی از اوقات قانون سلیقه ای اعمال می شود.

فرایند عجیبی که من در نحوه اجرای قوانین و پیگیری مسایل مربوط به پیشگیری از کودک آزاری مشاهده کرده ام این است که مسئولان رده بالای کشور لزوم این پیگیری ها را درک می کنند اما مسئولان رده پایینی وجود دارند که نقش شان را به عنوان واسطه به درستی انجام نمی دهند و آنقدر نگران منصب و جایگاه شان هستند که حس می کنند اگر مردم از خطر کودک آزاری جنسی با خبر شوند، میز شان به خطر می افتد.

به همین علت اصل قضیه را منکر می شوند، صورت مساله را پاک می کنند و موضوع کودک آزاری جنسی را یا نفی می کنند یا بیش از حد کوچک و کم اهمیت جلوه می دهند و در حالی که فاجعه باقی است، روند پیشگیری از آن را مختل می​کنند.

یک نکته دیگر این است که وقتی جرمی مانند کودک آزاری جنسی از سوی اولیای بچه اتفاق می​افتد، او باید از والدین بدسرپرست گرفته شود اما به کجا برود که از مصون ماندنش مطمئن باشم و بدانیم درگیر آسیب های اجتماعی بیشتر نشود؟ چنین مراکزی با ضریب امنیت بالا هنوز در کشور ما وجود ندارد.

علاوه بر نکته​ای که شما درباره مسأله اجرای قوانین اشاره کردید، انگار مردم هم در برخورد با کودک آزاری برخورد درستی ندارند. برای نمونه اگر در ماجرای آزار و اذیت دانش آموزان ، نخستین والدینی که از آسیب دیدگی فرزندشان با خبر می شدند موضوع را اطلاع می​دادند ، شاید قربانی های پرونده ها زیاد نمی​شدند. در بسیاری از پرونده های کودک آزاری وضع به همین منوال است یعنی سکوت قربانیان و والدین شان، کودکان بعدی را دیگر می کند.

در نظر داشته باشیم که مسایل جنسی و از آن جمله کودک آزاری جنسی در هر جامعه ای، متأثر از فرهنگ است و اگر ما بر بعد فرهنگی موضوع و تغییر دیدگاه ها درباره یک پدیده کار نکنیم، در برخورد با آن موفق نمی​شویم.

حرف زدن از کودک آزاری جنسی در کشور ما، یک تابوست. قربانی از واکنش والدین نسبت به گفتن خبر می ترسد و آن را پنهان می کند و حتی اگر والدین متوجه موضوع شوند هم سکوت می​کنند که مبادا فرزندشان بدنام شود. آنها در چنین شرایطی آنقدر مضطرب و وحشت زده​اند که به نجات نفرات بعدی فکر نمی کنند تا بخواهند درباره موضوع اطلاع رسانی کنند.

واکنش دختران و پسران نسبت به آزار جنسی یکسان است؟

نه. واکنش دختران و پسران نسبت به مقوله آزار جنسی در برخی ابعاد متفاوت است. در هر دو گروه البته یک حس مشترک وجود دارد. همه آنها از نظر روانی به شدت تخریب می​شوند و احساس اضطراب دارند و اگر بزرگتر باشند می ترسند پایگاه های اجتماعی شان را از دست بدهند.

اما جنسیت بر احساسات دیگرشان اثر می گذارد.دخترها حس می​ کنند اگر حرفی بزنند سرزنش می​شوند و دیگران آنها را متهم می کنند که خودشان در این حادثه مقصر بوده اند و از سوی دیگر نگرانند که مبادا دیگر کسی با آنها ازدواج نکند.

پسرها ولی حس می کنند هویت جنسی و مردانگی شان از بین رفته است. خیال می کنند دیگر مرد واقعی و با قدرت به حساب نمی آیند.

بر خلاف تصور بسیاری از مردم، به طور معمول در این مورد بخصوص، معمولا دخترها مقاومت بیشتری دارند و بسیاری از اوقات پس از مدتی می توانند اجزای شخصیت شان را به هم بند بزنند اما شدت آسیب دیدگی روانی پسرها، بسیار بیشتر است و دیرتر از دخترها، توانایی تطبیق روانی با حادثه آزار جنسی را دارند.

ما نقش دو مقوله اجرای قوانین و تابوی فرهنگی را در افزایش کودک آزاری جنسی بررسی کردیم اما انگار موضوع آموزش های عمومی در بحث مان مغفول مانده است. آیا آموزش ها برای پیشگیری از سوء استفاده جنسی به کودکان در کشورمان کافیست؟

تا پیش از تابوشکنی و باز شدن مسیر گفتگو درباره کودک آزاری جنسی ، آموزشی هم وجود نداشت اما از زمانی که این تابو تا حدی کنار گذاشته شده، راه آموزش هم هموار شده است.

به خاطر داشته باشیم آموزش زمانی اتفاق می افتد که طرف مقابل تان اصل قضیه را بپذیرد یعنی قبول کند که حتی در جامعه ما هم کودک آزاری وجود دارد و به همین علت باید برای پیشگیری از آن اقدام کرد اما وقتی گروهی صورت مساله را پاک می کنند و می گویند اصل قضیه واقعیت ندارد آموزش دادن بسیار سخت می شود و ابزارها و دامنه آموزش، بسیار محدود.

تا آنجا که به یاد دارم شما موسسه پیشگیری از آزار جنسی کودکان را در سال 1384 راه اندازی کردید و این مرکز نخستین مرکز فعال در این حوزه در ایران بوده است. در آن دوران همانطور که خودتان هم اشاره کردید ، تابوی افشای کودک آزاری جنسی قوی تر بود و مردم نسبت به خطر این مساله و آمار قربانی ها آگاه نبودند. چه شد که ایده راه اندازی چنین موسسه ای به فکرتان رسید؟

من در آمریکا تحصیل کرده ام و در آنجا هر متخصصی که روانشناسی می خواند برای گرفتن دکتری باید دوره انترنی را گذرانده باشد. زمانی که من برای گذراندن این دوره در مرکز مشاوره دانشگاه بودم خانمی به عنوان مراجع به مرکز آمد که اصرار داشت درباره رشته دانشگاهی اش با من مشورت کند.

موضوع گفتگویش به نظرم تا حدی غیر عادی بود چرا که معمولا برای چنین مشاوره ای نباید پیش من که دوران انترنی روانشناسی خانواده را می گذراندم، می آمد . وقتی در جلسه مشاوره شرکت کرد فهمیدم که حدسم درست بوده است مشکل او در واقع رشته دانشگاهی اش نبود. با پیشرفت جلسات مشاوره مشخص شد او درد می کشید چون کودکی هولناکی داشت.

این زن و دو خواهر دیگرش بارها از سوی پدرشان در خانه مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته بودند. از شنیدن حرف های زن به شدت متاثر شدم اما نکته قابل توجه دیگری هم در این پرونده وجود داشت. خواهر چهارمی که از همه کوچکتر بود نجات پیدا کرده بود و هرگز مورد آزار و اذیت پدر قرار نگرفته بود.

در طول مدتی که خانم برای مشاوره و درمان می آمد من به چرایی مصون ماندن خواهر چهارم فکر می​​کردم. با تحقیقات بعدی متوجه شدم که خواهر چهارم شانس یادگیری مهارت های زندگی را داشته و درباره موضوع آزار جنسی اطلاعات کسب کرده و به همین علت دربرابر خواسته نامشروع پدر مقاومت کرده است. بنابر این آموزش صحیح و به موقع ، سرنوشت او را عوض کرده بود.

زمانی که انقلاب اسلامی در ایران رخ داد من برای کار و زندگی به کشورم باز گشتم. در آن زمان علاوه بر کار درمان ، در برخی مجلات کشور، مسئولیت نوشتن مقالات روانشناسی را به عهده گرفتم و هر هفته درباره موضوعی به مردم اطلاعات می دادم اما همیشه یاد آن دختر چهارم بودم.

تحت تاثیر همان خاطره ، یکبار در مقاله روانشناسی ام، مطلبی درباره آزار جنسی کودکان و تاثیر آن بر زندگی افراد در کودکی و بزرگسالی نوشتم. این مقاله پربازخوردترین مقاله ای شد که در آن مجله منتشر کردم به طوری که تا چهار سال افراد زیادی که بیشتر شان خانم بودند، به من مراجعه می کردند و گزارش هایی درباره آزار جنسی شان در کودکی ارائه می دادند.

بیشتر آنها هنوز ازدواج نکرده بودند و نگرانی شان این بود که مبادا تجربه آزار دیدن شان در کودکی، بر روابط زناشویی شان تاثیر منفی بگذارد. در آن زمان بود که متوجه شدم چقدر شمار افرادی که مورد آزار و اذیت جنسی در کودکی واقع شده اند زیاد است اما جرأت بیان مشکل را ندارند. من آدم سرسخت و جسوری هستم. همان وقت به خودم گفتم امکان ندارد در زمان حیاتم این جریان را آشکار نکنم و به مردم درباره اش هشدار ندهم.

این شد که در سال های بعد، پژوهش هایم را در این حوزه شروع کردم. گفتگو با مراجعه کنندگان پس از آن مقاله، در آن سال ها به من خیلی کمک کرد و سرانجام در سال 1384، نخستین موسسه پیشگیری از آزارجنسی کودکان را راه اندازی کردم.

به طور کلی فعالیت های شما در مرکز پیشگیری از آزار جنسی کودکان چیست ؟

ما در این مرکز آموزش می دهیم. هدف، افزایش آگاهی های اقشار مختلف جامعه است و همیشه گوشه ای از ذهنم، آن دختر چهارم نشسته است که آگاهی، مسیر زندگی اش را تغییر داد. مسلماً آگاهی رسانی ما هم می تواند این تغییر را در زندگی خیلی ها بوجود بیاورد.

من گروه هدف آموزش در این حوزه را به سه دسته تقسیم کرده ام: نخست ، متخصصان و فعالان حوزه حقوق کودک؛ دوم ، پدر و مادرها و سوم کودکان.

کتاب « من همه را دوست دارم، اما ...» که اخیراً برای کودکان نوشته اید هم، در راستای افزایش آگاهی جنسی کودکان است یا با توجه به این که در صفحه آخر از بچه​ها سوال​هایی پرسیده​اید و خواسته اید پاسخ را برایتان بفرستند، یک طرح پژوهشی است؟

مهمترین هدف در این کتاب آن است که با زبانی ساده به کودکان یاد می دهیم از اندام شان مراقبت کنند اما علاوه بر این من در جمع آوری داده های بیشتر از وضعیت کودکان در جامعه و سطح آگاهی های عمومی شان نسبت به مسأله آزار جنسی هم کمک می کنم.

مهمترین ویژگی این کتاب تکیه بر فرهنگ ایرانی و پژوهش های انجام شده در ایران است چون همانطور که پیش از این اشاره کردم مسایل جنسی در هر جامعه متأثر از فرهنگ است پس اگر می​خواهیم درباره این مسایل به کودکان آموزش بدهیم هم باید به مسایل فرهنگی جامعه توجه داشته باشیم.

شما در بخشی از صحبت هایتان گفتید که کودک آزاری جنسی، زندگی فرد را حتی در سال های بزرگسالی تحت تاثیر قرار می​دهد. چه بلایی سر قربانی های کودک آزاری در سال های بعد می آید؟

اضطراب و ترس و اندوه آزار دیدن در دوران کودکی در فرد باقی می ماند و به شکل اختلالات دیگر خودش را نشان می دهد حتی گاهی ممکن است آنها در برقراری ارتباط جنسی با همسر مشکل پیدا کنند. برخی هم دچار اختلالات شخصیتی خطرناک مانند اختلال شخصیت ضد اجتماعی می​شوند.

من هرگز نمی گویم همه کودکان آزار دیده ، کودک آزارهای آینده می​شوند اما تأکید می کنم که بسیاری از کودک آزارها در کودکی آزار دیده اند. همچنین پژوهشی که در دهه هشتاد درباره زنان خیابانی انجام دادم نشان داد که حدود 25 درصد این زنها هم در کودکی، آزار جنسی را تجربه کرده​اند. ببینید که این رویداد تا چه حد می تواند زندگی افراد را تحت تأثیر قرار دهد.

در پسرها همانطور که پیش از این اشاره کردم هویت جنسی گاهی از بین می رود و در برخی موارد امکان دارد احساس گرایش به همجنس نیز در بزرگسالی در فرد بوجود بیاید كه اين علت برخي از همجنسگرايي ها به خصوص در مردان است.

در مجموع متأسفانه باید بگویم که پژوهش ها نشان داده است قشر خاکستری مغز کسانی که آزار جنسی را تجربه می کنند نسبت به افراد سالم، نازک تر می شود. این قشر،مخصوص تجزیه و تحلیل است یعنی از قدرت تصمیم گیری منطقی قربانی در بزرگسالی کاسته می شود.

همه این اوصاف یعنی وقتی کسی ناگهان از دنیای کودکی به بزرگسالی پرتاب می​شود دیگر نمی​تواند خودش را به آسانی با جهان اطراف وفق بدهد و با انواع اختلالات مواجه می شود.

سن کودک نیز در میزان تأثیر پذیری منفی ناشی از آزار جنسی تأثیری دارد؟

هر چه سن کمتر باشد شدت آسیب روانی ناشی از آزار، بیشتر است. چون شکل گیری شخصیت هنوز کامل نشده است.

اینکه کودک آزاری از طرف چه کسی انجام شود هم در میزان آسیب دیدگی روانی نقش دارد ؟

بسیار تأثیرگذار است. هرچقدر فردی که کودک را آزار داده است به او نزدیک تر باشد و در گذشته بیشتر مورد اعتمادش بوده باشد، آسیب دیدگی روانی کودک بیشتر می​شود.

آسیب پذیرترین گروه کودکان در برابر کودک آزاری از دیدگاه شما چه کسانی هستند؟

از دیدگاه من آسیب پذیرترین گروه، کودکان استثنایی بویژه مبتلایان به سندرم داون هستند. چون بسیار مهربانند و به دیگران نزدیک می شوند و شرایط سوء استفاده را برای کودک آزارها فراهم می کنند.

این گروه اگر ضریب هوشی شان خیلی پایین باشد، درک این که مورد آزار قرار گرفته اند را ندارند اما آسیب می بینند و اگر ضریب هوشی شان در حدی باشد که مورد سوء استفاده قرار گرفته شدن را درک کنند هم، کسی حرف شان را باور نمی کند.

اگر کودکی، آزار جنسی را با خانواده در میان نگذارد، والدین باید با چه روشی متوجه مشکل او شوند؟

یکی از مهمترین نشانه های آزار جنسی در کودکان افت شدید تحصیلی است چون به هر حال ذهن آنها متوجه درس نیست و دغدغه های دیگری پیدا می​کنند. این کودکان افسرده، گوشه گیر و ساکت میشوند و ممکن است نشانه های اضطراب مانند شب ادراری و جویدن ناخن و بی تابی شدید از خود نشان دهند.

یکی دیگر از علایم اصلی، دوری جستن کودک از فرد خاصی است که تا پیش از آزار به او بسیار نزدیک می شده است. این فرد همان آزارگر است. برای مثال اگر والدین مشاهده می کنند که کودک شان تا هفته گذشته به شدت عاشق معلمش بوده اما به تازگی به شدت از او می ترسد و نمی خواهد در مجاورتش باشد باید علت را جستجو کنند.

توجه داشته باشید وقتی رفتار غیرعادی از کودک می بینید نباید زمان را هل بدهید و او را مجبور به اعتراف کنید بلکه باید به او زمان بدهید تا به شما اعتماد کند و خودش بدون فشار، مشکلش را مطرح کند.

چگونه می شود از تاثیرات منفی کودک آزاری جنسی بر قربانی ها کم کرد؟

کودک را به حال خود رها نکنید. او یک قربانی است پس سرزنشش نکنید. باید او را پذیرا باشید یعنی نشان دهید که با وجود حادثه​ای که برایش رخ داده است دوستش دارید و درکش می​کنید و حتما در فرایند درمان از روانشناس کمک بگیرید. مطمئن باشید اگر کودک آزار دیده را حمایت کنیم و بپذیریم، در بسیاری از اوقات، می تواند با کمترین آسیب دیدگی از حادثه، به زندگی عادی برگردد.

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در جمعه 1393/05/31 و ساعت 11:27 |
اداره ایدز وزارت بهداشت در گزارشی، آخرین موارد ثبت شده ویروس HIV/AIDS در ایران را اعلام کرد.

در گزارش اداره ایدز وزارت بهداشت آمده است: بر اساس جدید ترین آمارهای جمع آوری شده از دانشگاه‌های علوم پزشکی و خدمات درمانی، تا اول فروردین ماه سال جاری، 27 هزار و 888 نفر افراد مبتلا به  HIV/AIDS شناسایی شدند که 88.7 درصد موارد ابتلا را مردان و 11.3 درصد را زنان تشکیل می‌دهند. همچنین 45.8 درصد از مبتلایان که سن زمان ابتلای آنها مشخص بود، که در گروه سنی 25 تا 34 سال قرار داشتند که بالاترین نسبت در بین گروه‌های سنی را به خود اختصاص می‌دهند.

در ادامه این گزارش به علل ابتلا به HIV/AIDS اشاره شده است. به طوری که در بین کل موارد ابتلا که از سال 65 تا کنون در کشور به ثبت رسیده اند، به ترتیب اعتیاد تزریقی 67.6، رابطه جنسی ناسالم 13.4 و انتقال ویروس از مادر به کودک 1.2 درصد بوده است.

این گزارش در مقایسه این آمار با مواردی که ابتلای آنها در سال 92 اعلام شده، می‌افزاید: اعتیاد تزریقی 45.7 درصد، برقراری روابط جنسی ناسالم 37.9 درصد و انتقال مادر به کودک 3 درصد موارد ابتلا را تشکیل داده است.

شایان ذکر است در 14.4 درصد از موارد شناسایی شده در سال گذشته راه انتقال ویروس نامشخص بوده و هیچ مورد جدید ابتلا از راه خون و فرآورده های خونی گزارش نشده است. ضمنا 70 درصد موارد شناسایی شده در این سال را مردان و 30 درصد را زنان تشکیل می دهند.

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در جمعه 1393/05/31 و ساعت 11:16 |
محققان دانشکده مهندسی کامپیوتر و فناوری اطلاعات با استفاده از مشخصات گوش روشی را برای شناسایی افراد در فرودگاه‌ها و مرزها ارائه دادند. مینا شهریاری- مجری طرح با اشاره به کاربردهای ویژگی‌های بیومتریک برای شناسایی افراد، گفت: برای شناسایی افراد از بیومتریک ها مانند اثر انگشت و عنبیه چشم استفاده می شود و در این پروژه تحقیقاتی ما از بیومتریک گوش استفاده کردیم.

وی با اشاره به ویژگی‌های بیومتریک گوش، اظهار داشت: سایر بیومتریک ها بر اثر گذر زمان و حالات بیولوژیکی و بیماری تغییر می کنند ولی گوش مستقل از بدن عمل می کند و با بالا رفتن سن پیر نمی شود و همواره ثابت است.

شهریاری با اشاره به جزئیات این طرح تحقیقاتی خاطر نشان کرد: برای این منظور بانکی از تصاویر گوش مورد استفاده قرار گرفت و برای شناسایی افراد از الگوی باینری محلی گابور استفاده شد و با ایجاد هیستوگرامی برای هر تصویر کار شناسایی را انجام می دهیم.

مجری طرح، با اشاره به نتایج به دست آمده از این پروژه تحقیقاتی یادآور شد: در مقایسه با روش‌های شناسایی مشخص شد که استفاده از بیومتریک شکل گوش دقت بالایی در شناسایی افراد دارد.

وی با اشاره به مزایای استفاده از بیومتریک شکل گوش نسبت به سایر روش‌های بیومتریک اضافه کرد: برای شناسایی افراد از طریق عنبیه و یا اثر انگشت علاوه بر نیاز به تجهیزات خاص، فرد باید با اپراتور همکاری کند ولی در بیومتریک گوش حتی بدون همکاری فرد می توان تصویر گوش را گرفت.

شهریاری به بیان کاربردهای این روش پرداخت و افزود: از روش بیومتریک شکل گوش می توان برای شناسایی افراد در فرودگاه ها و مزرها استفاده کرد.

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در دوشنبه 1393/05/27 و ساعت 8:3 |

پیمان دهقانی ایده پرداز دریل هوشمند جراحی ارتوپدی گفت: دریل های هوشمند ارتوپدی در جراحی های ارتوپدی برای تعویض مفصل زانو و لگن مورد استفاده قرار می گیرند که اکنون دریل های معمولی مورد استفاده در بیمارستانها، هوشمند نیستند و ممکن است جان بیماران را به خطر بیاندازد.

وی خاطر نشان کرد: در یک شرکت دانش بنیان که طراحی و نوآوری تجهیزات پزشکی را به عهده دارد،دریل های هوشمند ساخته شده اند و معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری نیز از این شرکت حمایت هایی داشته است.

وی با بیان اینکه به طور طبیعی استخوان دو لایه دارد اظهار داشت: دریل هوشمند را می توان به هنگام تعویض مفصل طوری تنظیم کرد که بعد از عبور از عرض استخوان در حد یک میلیمتر، دریل متوقف شده و از آسیب رساندن به عروق و اعصاب استخوان جلوگیری می کند.

ایده پرداز دریل هوشمند جراحی ارتوپدی با اشاره به اینکه این دستگاه در حالت عادی کار نمی کند، اظهار داشت: دریل هوشمند وقتی در مقابل استخوان قرار می گیرد، سیستم الکتریکی مکانیکی دریل فعال شده و با فشار روی شاسی دریل، دریل هوشمند شروع به کار می کند.

وی با بیان اینکه ایده طراحی و ساخت دریل هوشمند ارتوپدی از سال 1389 صورت گرفت عنوان کرد: دریل هوشمند طوری طراحی شده که می تواند با یک دکمه از حالت هوشمندی در بیاید. با عبور از استخوان فرد بیمار، عملیات متوقف می شود.

دهقانی با اشاره به اینکه در حال حاضر دریل هوشمند در بیمارستان گیلان مورد استفاده قرار می گیرد، افزود: دریل هوشمند ارتوپدی به صورت تک موردی تا حدودی تجاری سازی شده است و تنها در بیمارستان های استان گیلان مورد استفاده قرار می گیرد.

وی علاوه بر هوشمند بودن دریل های تولیدی در این شرکت دانش بنیان برای تعویض مفصل توضیح داد و گفت: جراح می تواند با دریل های هوشمند به هنگام جراحی عمق ورود به استخوان را مشاهده کند و بر طبق مشاهده خود، توقف عملیات را در فاصله چند میلیمتری تنظیم کند.

وی اذعان داشت با استفاده از دریل هوشمند در عمل های جراحی برای تعویض مفصل زانو و لگن، ورود به عضله، عصب و جریان های داخلی بدن غیر ممکن می گردد.

مدیر عامل شرکت دانش بنیان تولید کننده دریل های هوشمند یاد آور شد: تاکنون 12 دریل هوشمند که تک تک قطعات به کار برده شده در آنها تولید خودمان است، با هزینه 6 میلیون تومان برای هر دریل در شرکت ساخته ایم.

دهقانی با اشاره به اینکه در حال حاضر در پی ثبت بین المللی دریل هوشمند هستیم توضیح داد: به دلیل اینکه کشورهایی مانند چین نتوانند این دستگاه را کپی برداری کنند،دریل هوشمند هنوز به ثبت بین المللی نرسیده و برون مرزی نشده است.

وی راه اندازی خط تولید دریل های هوشمند را نیازمند بودجه دانست و افزود:خط تولید دریل هوشمند هنوز راه اندازی نشده است و در شرایط کنونی کشور، نزدیک به هفتصد میلیون تومان برای راه اندازی خط تولید دریل هوشمند نیاز داریم.

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در دوشنبه 1393/05/27 و ساعت 7:58 |
"نبولایزر" دستگاهی است که در بیمارستان ها برای بیماران ریوی، برونشیت و آسم، جهت مرطوب نگه داشتن ریه ها مورد استفاده قرار می گیرد که اخیرا توسط یک شرکت دانش بنیان به تولید رسیده است.

دامون نوری حصار، ایده پرداز نبولایزراولتراسونیک گفت: نبولایزرو نوعی اسپری آسمی است که به صورت صنعتی در بیمارستان ها مورد استفاده قرار می گیرد.

وی با بیان اینکه نبولایزر برای بیماران با مشکلات ریوی مناسب است، اظهار داشت: نبولایزر جهت مرطوب نگه داشتن ریه ها ست و در بخش های آی سی یو و ان آی سی یو  بیمارستان ها برای بیماران ریوی، برونشیت و آسم به کار می رود.

نوری توضیح داد: نبولایزر، داروی بیماران ریوی را به صورت مایعاتی با ذرات زیر 0.7 میکرون در می آورد تا بیمار از طریق استنشاق دارو به ریه توسط دستگاه روبه بهبودی رود.

وی با اشاره به این مطلب که تاکنون این دستگاه از امریکا و آلمان وارد کشور می شده ،گفت: با توجه به اینکه نبولایزر از طریق آب کار می کند با مشکلات عدیده ای روبرو بوده و نیاز به تعمیر پیدا می کردند. ساخت نبو لایزر در کشور بسیار کم هزینه تر از تعمیر و واردات آن در کشور است و به همین دلیل به فکر ساخت دستگاه نبولایزر در کشور افتادیم.

نوری اظهار داشت: شرکت دانش بنیان تولید کننده نبولایزر در پارک علم و فناوری استان اردبیل، تاکنون موفق به ساخت 50 دستگاه شده است که تولید این دستگاه در کشور کمتر از یک سوم قیمت وارداتی دستگاه هزینه بر می دارد.

وی با بیان اینکه سالانه 3000 نبولایزر در کشور نیاز داریم، گفت: با توجه به اینکه هنوز برای تولید نبولایزر،خط تولید نداریم، نمی توانیم همه نیاز کشور را تامین کنیم. 

این مخترع خاطر نشان کرد: تولید نبولایزر از سال 1391 صورت گرفته است و نبولایزری که ما تولید کرده ایم، اولترا سونیک با اندازه ای 25 در 38سانتی متری، یک لیوان 9 سانتی به همراه یک لوله پلاستیکی تنفسی و پایه است.

نوری حصار با اشاره به اینکه صادرات تجهیزات پزشکی در کشور روبه رشد است، یادآورشد: امیدواریم بتوانیم علاوه بر راه اندازی خط تولید در کشور بتوانیم نبولایزر را به کشورهای عمان و عراق و سایر کشورها، صادر کنیم.

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در دوشنبه 1393/05/27 و ساعت 7:54 |
یک مخترع ایرانی دستگاهی جهت برش میکرونی بافت‌های انسانی، حیوانی و گیاهی ساخته است که در آزمایشگاه‌های پاتولوژی در زمینه‌های پزشکی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

سید حسن علامه، مخترع دستگاه پاساژنسج گفت: دستگاه پاساژنسج دستگاهی است که قابلیت آماده‌سازی نسوج بافت‌های انسانی، حیوانی و گیاهی جهت برش در مقاطع میکرونی را دارد.

وی در ادامه توضیح داد: نسوج بافت‌ها وقتی توسط دستگاه پاساژنسج در مقطع میکرونی برش خورده می‌شوند، برای تشخیص سلول زیر میکروسکوپ آماده‌سازی می‌شوند.

علامه عنوان کرد: از آنجایی که بافت انسانی، حیوانی و گیاهی را به راحتی نمی‌توان برش میکرونی داد، از دستگاه پاساژنسج استفاده می‌شود؛ چراکه این دستگاه می‌تواند نسوج این بافت‌ها را به راحتی در حد میکرون برش دهد و از این برش‌ها برای آزمایش‌های متعدد مورد استفاده قرار می‌گیرد.

مخترع دستگاه پاساژنسج اظهار داشت: دستگاه پاساژنسج در آزمایشگاه‌های پاتولوژی برای رشته‌های پزشکی و دانشکده‌های علوم به صورت مقطعی و آزمایشگاهی می‌توان استفاده کرد.

وی بیان کرد: این دستگاه جزء اقلام وارداتی کشور به شمار می‌رفته که با توجه به تحریم‌ها، به فکر تولید این دستگاه در کشور افتادیم و در حال حاضر قیمت دستگاه پاساژنسج، یک‌دهم دستگاه‌های خارجی است.

علامه گفت: این دستگاه نسبت به نمونه‌های خارجی خود پیشرفته‌تر و با نوآوری‌های بیشتری در کشور ساخته شده است.

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در جمعه 1393/05/24 و ساعت 7:59 |
"یوشیکی ساسای"، معاون مدیر رئیس مرکز زیست شناسی رشد ریکن پس از چاپ و انتشار تحقیقی دروغین در مجله مشهور " نیچر" و رسوایی این مرکز در نزدیکی همین ساختمان خود را به دار آویخت.

تحقیق دروغین در ژانویه 2014 میلادی با همکاری موسسه توسعه زیستی (ریکن) در ژاپن و  در نشریه نیچر به چاپ رسیده بود. "هاروکو اوبوکاتا"، یکی از محققان این انستیتو ژاپنی در قلب اعتراضات و اتهامات قرار داشت و به تقلب علمی متهم شده بود. این محقق مقاله ای را در رابطه با سلول های بنیادی STAP منتشر کرده بود که می توانست انقلابی را در علم پزشکی به پا کند.


پس از افشای این تحقیق دروغین، موسسه تحقیقاتی ریکن کمیته ای را برای رسیدگی به تخلف محققان این تحقیق تشکیل داد. اما پس از جنجال های جهانی این تحقیق، خبر از خودکشی یوشیکی ساسای، معاون مدیر رئیس مرکز زیست‌شناسی رشد ریکن منتشر شده است. ساسای، یکی از مسئولانی بود که به دلیل بی دقتی در چگونگی روند تحقیقات دروغین متحمل انتقادات و همینطور اعتراضات گسترده ای شده بود. ساسای یکی از زیست شناسان مشهور سلول های بنیادی بود که بر بافت های مغزی و همینطور چشم فعالیت داشت. در نامه ای که وی قبل از مرگش نوشته بود، تنها با یک جمله به زندگی خود خاتمه داده بود:" از صمیم قلب برای اتفاقاتی که رخ داده، شرمنده هستم."

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در شنبه 1393/05/18 و ساعت 8:29 |
آیا شما هم جزو آن دسته از افرادی هستید که برای تماشای تلویزیون یا استفاده از تبلت و لپ تاپ نیازمند استفاده از عینک طبی هستند از این پس بدون عینک و با چشمان خود قادر به مشاهده تصاویر مختلف خواهید بود.

اختلالات چشمی در عصر مدرنیته و بخاطر اینکه مدت زمان زیادی در برابر تلویزیون، رایانه، لپ تاپ و ... سپری می شود، در حال افزایش هستند تا کاربران ملزم به استفاده از عینک شوند، اما بسیاری از اشخاص تمایلی به زدن عینک ندارند. محققان انستیتو ماساچوست امریکا با اختراع جدید خود تحولی را در عرصه بینایی به وجود آورده اند که می تواند مسیری به سوی حذف استفاده همیشگی از عینک باشد.

Gordon Wetzstein ، سرپرست این تیم تحقیقاتی می گوید:" من و سایر همکارانم در تیم تحقیقاتی دانشگاه ماساچوست به دنبال راه حلی بودیم تا بتوانیم خطای چشم در دیدن تصاویر مختلف را اصلاح کرده و استفاده از عینک را حذف کنیم. اکنون این عینک از روی چشمان اشخاص به صفحه نمایش منتقل می شود.

این اختراع جدید می تواند آسایش و اطمینان خاطر مضاعفی را برای افرادی که به مشکلات بینایی مانند نزدیک بینی یا دور بینی مبتلا هستند را فراهم کند. زیرا بسیاری از اشخاص برای تماشای تلویزیون نیازمند استفاده از عینک بوده و بدون آن قادر به دیدن تصاویر تلویزیون نخواهند بود و باید از فاصله خود با تلویزیون بکاهند تا چشمانشان قادر به مشاهده تصاویر باشد اما گاهی اوقات با کاهش فاصله نیز تصاویر وضوح لازم را ندارند."

چگونه می توان بدون عینک قادر به دیدن تصاویر مختلف بود؟

این تیم تحقیقاتی الگوریتمی را طراحی کرده اند که می تواند با اضافه شدن یک صفحه نمایش شفاف روی صفحه نمایش اصلی (تلویزیون،لپ تاپ،موبایل و ...) قرار گرفته و به تصحیح بینایی پرداخته و جایگزین ساده و مناسبی برای عینک باشد.


Without correction : بدون اصلاح (قبل از قرار دادن صفحه نمایش برای اصلاح مشکلات چشمی)
Proposed method : روش پیشنهادی ( پس از قرار دادن صفحه اختراعی روی نمایشگرها جزئیات آشکار شدند)

 

دکتر Gordon Wetzstein در ادامه می گوید: " نمونه اولیه این طرح با قیمتی نازل برای تلفن های همراه ساخته شده است. نصب این صفحه نمایش روی تلفن های همراه می تواند به تصحیح بینایی پرداخته تا بدون کوچکترین مشکلی شخص قادر به دیدن باشد."

این اختراع تنها برای افرادی طراحی شده که از مشکلاتی مانند دوربینی یا نزدیک بینی رنج می برند اما محققان دانشگاه MIT امیدوارند تا با توسعه این اختراع اشخاصی که دارای مشکلات بینایی خاص تری نیز هستند از مزایای این اختراع بهره مند شوند.

یکی از مشکلاتی که در رابطه با این عینک اختراعی وجود دارد را می توان در این موضوع دانست که تنها یک نفر می تواند از تکنولوژی نهفته در این صفحه نمایش استفاده کند و صفحه نمایش به اصلاح مشکلات بینایی یک نفر و بازتاب آن در پیکسل های صفحه نمایش می پردازد نه چندین نفر!

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در شنبه 1393/05/18 و ساعت 8:5 |
نوشته توماس اردبرينک (Thomas Erdbrink) در روزنامه هلندي NRC HANDELSBLAD

شيرين عبادي برنده جايزه صلح نوبل مي‌گويد: در ايران حکم عمل لواط بين دو همجنسگرا اعدام است اما کسي که اعلام کند که همجنسگرا است قانون را زير پا نگذاشته است.

گروهي مرد جوان جلوي عکس‌هاي رنگي روي ديوارهاي گالري اعتماد در تهران جمع شده همديگر را هل مي‌دهند تا عکس‌ها را بهتر ببينند. آنها محو تماشاي عکس يک کارناوال همجنسگرايان در فرانسه شده‌اند. يک مرد همجنسگرا با يک ماسک پر و سينه‌هاي لختي که فقط نوکشان نمايان نيست،‌ حشري به لنز زل زده است. امين اصلي -هنرمند- مي‌گويد: کارهاي من لب مرز مجاز است.

خانم ريتا فردونک وزير انتگراسيون هلند بخاطر تصميمش براي اخراج ده همجنسگراي ايراني تحت فشار شديد قرار دارد. در آغاز ماه بعد بايد موافقت پارلمان هلند را براي اينکار جلب کند. بر اساس ادعاي پناهندگان، ‌سازمان همجنسگرايان هلند و سازمان ديده‌بان حقوق بشر،‌ اين مردان در صورت بازگشت دادنشان به ايران، بخاطر گرايش جنسيشان در خطر اعدام قرار مي‌گيرند. تصميم فردونک زمينه‌اي قضايي خواهد بود که بر اساس آن به درخواست پناهندگي همجنسگرايان ديگري که در آينده به هلند خواهند گريخت، بررسي خواهد شد.

 

ايران چقدر براي همجنسگرايان امن است؟ طبق گفته برنده جايزه صلح نوبل- شيرين عبادي- همجنسگرايان ايراني بدون مشکل مي‌توانند به ايران مراجعت کنند. "اگر من به قانون ايران نگاه کنم،‌ امکانش هست. دست کم در صورتي که توسط يک دادگاه در ايران ثابت نشده باشد که عمل دخول انجام گرفته. اگر دخول اثبات نشده باشد،‌ آنها براحتي امکان بازگشت دارند. حتي اگر در هلند اعلام کرده باشند که همجنسگرا هستند. آنها با اينکار هيچ قانوني را زير پا نگذاشته‌اند."

در قانون ايران حکم لواط اعدام هست، حتي اگر بر اساس ميل و رضايت طرفين باشد. وکيل حقوق بشر، شيرين عبادي مي‌گويد<< مسئله اثبات لواط است و براي اينکار حداقل چهار شاهد لازم است. اثبات لواط بسيار مشکل است.>> داشتن انحراف جنسي در ايران عمل ممنوعي نيست. شيرين عبادي هيچ موردي را سراغ ندارد که در آن دو مرد با رضايت طرفين لواط انجام داده باشند و به اين دليل به دار آويخته شده باشند. "من هيچ وقت وکيل همجنسگرايان نبوده‌ام. خبرهايي از سازمان‌هاي مدافع حقوق بشر راجع به اعدام آنها وجود دارد. اما معمولا در اين پرونده‌ها تجاوز شکايت اصلي است. من شک دارم که پس از انقلاب اسلامي کسي فقط بخاطر لواط اعدام شده باشد. اما کساني بخاطر تجاوز مقعدي اعدام شده‌اند"

گالري تهران، نشاني از نگراني‌هاي موجود در هلند ندارد. اکبر، ۲۷ ساله، مي‌گويد: "من هيچگاه مشکلي با ماموران نداشتم. بعضي وقتها پليس به جشنهاي مخفي مي‌ريزد اما اين براي دگر جنس‌گرايان (هتروسکشوال‌ها) هم اتفاق مي‌افتد. تازه دردسر ما کمتر است، چون هيچ دختري در جشن‌هاي ما نيست.>> جشنهاي رسمي در ايران ممنوع هستند اما همه جا برگزار مي‌شوند. اکبر با لبخندي مي‌گويد: << آنها با ما کاري نمي‌توانند داشته باشند،‌ چون ما فقط با پسرها هستيم"

<<تازه بخاطر همجنسگرا بودنم، از خدمت دوساله سربازي معاف شدم. >> اکبر به پسر کناريش چشمک مي‌زند و او مي‌گويد: "من هم همينطور" ! براساس قوانين ايران، همجنسگرايان از خدمت سربازي معافند. آنها مي‌توانند به يک پزشک مراجعه کنند تا بدون اينکه توسط ماموران دستگير شوند، همجنسگراييشان ثابت شود.

کسي که در ايران همجنسگراست و به همين خاطر معافيت سربازي گرفته، بايد آنرا ثابت کند. دکتر فريدون محرابي در سي‌سال گذشته هزاران همجنسگرا را از خدمت سربازي معاف اعلام کرد. اين دکتر مستقل و تحصيلکرده انگلستان تخمين مي‌زند که يک ميليون همجنسگرا در ايران زندگي مي‌کنند. او در دفتر خود در بيمارستان مهرگان تهران مي‌گويد: "بطور متوسط ۱.۵ درصد از کل جمعيت همجنسگراست. پس در کشور ما هم بايد همينطور باشد. "


رفتار همجنسگرايانه در ايران به سه بخش تقسيم مي‌شود: گروه اول گروهي هستند که بطور تفريحي س.ک.س با همجنس را تجربه مي‌کنند. آنها مي‌توانند رفتار خود را تغيير دهند. گروه دوم بايس.ک.چوال است. "اينها آدمهايي هستند که انتخاب دارند" گروه سوم همجنسگرايان واقعي هستند. يعني مرداني که فقط از مردان خوششان مي‌آيند و زناني که فقط عاشق زنان مي‌شوند. " برداشت معمولي دولت اين است که اين افراد بيماري‌اي دارند که گناه خودشان نيست. اگر من اين را تشخيص دهم آنها را به مرکز کنترل دولتي مي‌فرستم. آنجا از آنها تستهاي روانشناسي مي‌شود. از جمله تست تفسير نقاشي و غيره " هيچ معالجه اجباري روانشناسي ادامه‌دار هم در کار نيست. "آنها آزادند که هر کاري مي‌خواهند بکنند" براي ترانسکشوالها امکان تغيير جنسيت قانوني وجود دارد.

ترنسکشوال یا تراجنسى داراى شرایطى و نشانه هایى است که فرد را به این عنوان مشخص میکند. در ایران تنها ترنسکشوالیسم در بین دگرباشان (LGBT) داراى مشروعیت است از این رو ممکن است افراد زیادى به خصوص مبدل پوشان خود را ترنسکشوال بدانند. تشخيص اين هويت نياز به مراجعه به روانپزشك دارد.

دکتر محرابي که همجنسگرايان را از تمام ايران معالجه ‌مي‌کند، زوجهاي همجنسگراي متعددي را مي‌شناسد که با هم در شهرهاي بزرگ زندگي‌ مي‌کنند. "تجمع هايي وجود دارد. آنها گروههاي ثابتي دارند. نه خيلي به طور آشکار اما امکانش وجود دارد " اما زندگي همجنسگرايان در روستاها، محله‌هاي شهري يا شهرهاي کوچکتر کمي سختتر از شهرهاي بزرگ است. دکتر محرابي مي‌گويد: "آنها روزانه با سنت‌ها درگير هستند و به عنوان ضايعه ديده مي‌شوند" ‌‌خيلي از اوقات کار گير نمي‌آورند و توسط خانواده طرد مي‌شوند. هيچ نهادي وجود ندارد که از آنها نگهداري کند. "آنها خيلي از اوقات زندگي پر از بدبختي دارند. اين بسيار ناراحت کننده است، آنها تا حد مرگ بيچاره‌اند " دکتر محرابي که گاهي راجع به همجنسگرايي براي سازمان‌ها و حتي براي شوراي اولترا محافظه‌کار نگهبان سخنراني مي‌کند مي‌گويد: "من در سخنراني هايم مي‌گويم آنها بيگناهند. نمي‌شود کسي را بخاطر چيزي که در ذات اوست محاکمه کرد"

محرابي فکر نمي‌کند که اگر همجنسگراهاي ايراني از هلند به ايران بازگردانده شوند، مسئله‌اي برايشان بوجود بيايد. "کسي که از پشت بام همجنسگرايي خود را جار نزند، براحتي مي‌تواند در ايران زندگي کند" او مورد اعدامي را که فقط بخاطر لواط باشد، سراغ ندارد.

دکتر فريدون محرابي مي‌گويد: "هنوز خيلي جاي پيشرفت براي بهبود وضعيت همجنسگرايان در ايران وجود دارد. ما هنوز به آنجا نرسيده‌ايم. حقوق همجنسگرايان در قانون بايد برسميت شناخته شود. آنها حالا در برزخ زندگي مي‌کنند. در هر صورت شرايط همجنسگرايان در ايران بهتر از کشورهاي همجوار است"

 

پيوست:

شیرین عبادی: من و دخترانم به شیعه بودن افتخار می‌كنیم (1387)

شیرین عبادی دوباره مُرد؟! (1393)

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در دوشنبه 1393/05/13 و ساعت 6:10 |
مدير پايگاه جهاني شوش گفت: پرفسور ارفعی برای خواندن کتیبه های هخامنشی شوش در قلعه این شهر مستقر است و تا کنون دو هزار کتیبه ساماندهی، کد گذاری و شناسنامه دار شده اند.

محمدحسين ارسطوزاده گفت: انبار اشیای تاریخی در مجموعه تاریخی شوش ساماندهی شده و مطالعات کتیبه ها توسط پرفسور مجید ارفعی در حال انجام است. برای این منظور پرفسور ارفعی در شوش مستقر شده تا این کتیبه ها پس از خواندن، شناسنامه دار و چیدمان شوند.

وی افزود: تا کنون دو هزار کتیبه را ساماندهی کد گذاری و شناسنامه دار کردیم و از دو هفته گذشته آنها را در محفظه های استانداردی که برای این کار تهیه شده است، قرار دادیم. این قفسه های استاندارد ریلی، ویژه نگهداری اشیای تاریخی و فرهنگی و کتیبه هاست.

ارسطو زاده گفت: تالار کتیبه برای مراجعه کارشناسان و پژوهشگران  و نمایش آثار تاریخی مجهز و مرکز اسناد شوش نیز راه اندازی شده است. در مرکز اسناد اطلاعات و مستنداتی که درباره شوش وجود داشته جمع آوری شد و در طبقه بندی های مشخص آرشیو و نگهداری می شود.

وی هدف از راه اندازی مرکز اسناد پایگاه جهانی شوش را استفاده از اسناد و مدارک و خدمات دهی به مراکز پژوهشی و دانشگاهی دانست و گفت: اسنادی  که در خارج از کشور وجود داشت مانند گزارش هیاتهایی که در این محوطه کار کرده اند، به دست آمده است گزارش هایی که شاید به هر دلیلی دچار نابسامانی شده بودند. با این حال در آینده اصل و یا نسخه ای از آنها را وارد مرکز اسناد می کنیم.

ارسطو زاده با بیان اینکه از فضای اتاق نقاشی و اتاق گریشمن برای برپایی نمایشگاهها استفاده شده است تصریح کرد: اکنون دو نمایشگاه در قلعه شوش با عنوان شوش در گذر زمان و تاریخچه فعالیتهای باستان شناسی در شوش دایر شده و قرار است حداقل 5 نمایشگاه در این مکان برپا شود.

قرار است شهر تاریخی شوش در سال 2015 وارد فهرست میراث جهانی یونسکو شود.

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در جمعه 1393/05/10 و ساعت 22:5 |
معمولا به افرادی که به دنبال یادگیری یک زبان جدید هستند، توصیه می شود تا کلمات یا قواعد دستوری را دائما تکرار کنند تا بتوانند هر چه زودتر و سریعتر آن زبان را بیاموزند.

بنا به گفته محققان و عصب شناسان ماساچوست امریکا، تلاش سخت و دائمی تاثیر چندانی در یادگیری زبان نداشته و حتی می تواند فراگرفتن زبان را دشوارتر نیز کند. آموختن زبان بین بزرگسالان و کودکان دارای تفاوت های چشمگیری است. بزرگسالان در یادگیری زبان یا فرا گرفتن قواعد دستوری یک زبان جدید به نسبت کودکان یا نوجوانان کندتر عمل می کنند. گاهی اوقات کودکان در یادگیری زبان دوم آنقدر سریع و خوب پیش می روند که گویا در حال صحبت به زبان مادری خود هستند.

ساختار مغزی می تواند نقش مهمی را در یادگیری زبان ایفا کند که با افزایش سن از سطح یادگیری و همینطور نقش آن کاسته می شود. مطالعات این تیم تحقیقاتی به سرپرستی"امی فین" نشان می دهد، زمانی که بیش از حد بر یک موضوع مانند یادگیری زبانی جدید تمرکز شود، مشکلات یادگیری نیز همزمان آغاز می شود. سختکوشی زیاد در یادگیری یک زبان می تواند با مشکلاتی مانند عدم فرا گرفتن کلمات، ریشه ها یا ساختار صحیح جمله همراه باشد.

دکتر فین در این رابطه می گوید:"ما در تحقیقات خود دریافتیم تلاش سخت در بسیاری از مراحل زندگی یا یادگیری سایر جنبه ها جز زبان می تواند موثر و سودمند باشد. این تلاش باز هم می تواند در یادگیری ساختارهای اولیه زبانی موثر باشد اما برای اینکه بتوان کلمات را با ساختاری صحیح و زیبا به دنبال یکدیگر نوشت، موثر نیست
."

دکتر فین به همراه سایر همکارانش در دانشگاه کالیفرنیا و استفورد معتقدند که عمده علت عدم یادگیری زبان را می توان در تجزیه و تحلیل دائمی کلمات و روش های مختلف از سوی بزرگسالان دانست اما کودکان تجزیه و تحلیل بزرگسالان را ندارند پس سریعتر قادر به یادگیری زبان جدید هستنداز سوی دیگر، پره فرونتال که در لب پیشانی قرار گرفته، در بزرگسالان نسبت به کودکان یا نوجوانان توسعه یافته و گسترده تر است. فرونتال، بخشی از مغز است که به پردازش اطلاعات، تکلم و فعالیت های ذهنی می پردازد.

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در شنبه 1393/05/04 و ساعت 10:46 |
یک متخصص پوست گفت: کم خونی، کم کاری تیروئید، کم خوابی و کمبود ویتامین‌های بدن از علل ایجاد سیاهی دور چشم است.

دکتر عبدالرضا عرفانی با بیان اینکه یکی از مهم‌ترین علل ایجاد سیاهی دور چشم ژنتیک است، اظهار کرد: اگرچه عوامل ژنتیکی تنها عامل ایجاد سیاهی دور چشم نیست اما در 80 درصد، موارد ژنتیکی عامل ایجاد آن است.

وی با بیان اینکه تیرگی دور چشم در اکثر موارد قابل درمان است، افزود: با توجه به علل ایجاد سیاهی در اطراف چشم درمان‌های متفاوتی تجویز می‌شود و برطرف کردن آن در تمام موارد روش درمانی یکسانی ندارد.

این متخصص پوست با اشاره به اینکه کم خونی، کم کاری تیروئید، تنش‌های عصبی و کمبود ویتامین‌هایی مانند آهن از جمله عوامل اکتسابی تیرگی دور چشم است، اضافه کرد: سیاهی دور چشم در زنان به علت شیوع کم خونی در زنان نسبت به مردان است.

عرفانی با بیان اینکه بی‌خوابی و کم خوابی از دیگر عواملی است که ریسک ابتلا به سیاهی دور چشم را افزایش می‌دهد، گفت: مصرف دخانیات مانند سیگار نیز یکی از عوامل ایجاد سیاهی دور چشم است.

وی با بیان اینکه سیاهی دور چشم می‌تواند نشانه‌ای از سایر بیماری‌ها باشد، خاطرنشان کرد: سیاهی اطراف چشم می‌تواند نشان دهنده کم خونی و یا کم کاری تیروئید باشد.

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در پنجشنبه 1393/05/02 و ساعت 1:37 |
دکتر سید موید علویان روز چهارشنبه در نشست خبری روز جهانی هپاتیت(6 مرداد)، گفت: در این روز کشورهای دنیا سعی در افزایش آگاهی و اطلاع‌رسانی مردم در زمینه بیماری‌های کبد و هپاتیت‌های مختلف دارند چرا که اگر دانش مردم در این زمینه افزایش یابد، بی‌تردید جامعه سالمی خواهیم داشت.

وی، هپاتیت B را شایعترین هپاتیت ویروسی مزمن کبدی در دنیا خواند و گفت: 350 میلیون نفر در دنیا و یک میلیون و 400 هزار نفر نیز در ایران به این بیماری مبتلا هستند. در سال 1373 واکسیناسیون نوزادان و افراد پرخطر سبب شد که امروز هپاتیت B در جمعیت زیر 20 سال کشور بسیار نادر باشد. این موضوع به مدد تلاش شبکه بهداشت و درمان کشور حاصل شد. البته کاهش بار هپاتیت B تنها مختص به ایران نیست بلکه موضوعی جهانی است.

علویان با بیان اینکه میزان بروز هپاتیت B رو به کاهش است، افزود: همچنین واکسیناسیون متولدین 68 تا 70 کمک کرد تا پوشش بیشتری در این زمینه اتفاق افتد. خوشبختانه در حال حاضر انتقال هپاتیت B از مادر به نوزاد نداریم و از این موضوع جلوگیری شده است. اما باید مراقب راههای انتقال دیگر از جمله انتقال از طریق اعتیاد تزریقی و روابط جنسی ناسالم باشیم. هرچند برخورداری از جمعیتی جوان برای کشور یک فرصت است، اما به دلیل همین جمعیت جوان هم جلوگیری از رفتارهای پرخطر از اهمیت بیشتری برخوردار است.

رئیس شبکه هپاتیت کشور ادامه داد: متاسفانه اغلب مبتلایان به هپاتیت B از بیماری خود اطلاع ندارند. این در حالی است که آگاهی داشتن درباره بیماری‌ها حق همه افراد است. باید در این زمینه بیماریابی کنیم. روشهای تشخیصی - درمانی هپاتیت B در کشور در دسترس است و تمام آزمایش‌ها و داروهای مصرفی این بیماری تحت پوشش بیمه قرار دارند.

علویان در توضیح وضعیت هپاتیت C در دنیا و ایران ادامه داد: حدود 200 میلیون نفر در دنیا و همچنین 200 تا 300 هزار نفر در ایران به این بیماری مبتلا هستند. شیوع این بیماری در ایران نسبت به سایر کشورهای منطقه بسیار کمتر است. شیوع این بیماری در جمعیت عادی ایران حدود نیم درصد و در کشورهای اطراف بیش از 2 تا 3 درصد است. اما این موضوع به معنای آن نیست که نباید در رابطه با این بیماری کاری انجام داد.

وی در این باره ادامه داد: از سال 1375 تمام خونهای تزریقی در کشور از نظر هپاتیت C کنترل می‌شوند و این موضوع نقش موثری در توقف انتشار این بیماری داشته است. سازمان انتقال خون با غربالگری موثر خون‌های اهدایی در کاهش انتقال این بیماری بسیار موثر بوده است.

رئیس شبکه هپاتیت کشور مهمترین راه انتقال هپاتیت C را اعتیاد تزریقی خواند و گفت: حداقل 40 تا 50 درصد معتادان تزریقی کشور به هپاتیت C مبتلا هستند. این در حالی است که اغلب معتادان تزریقی نیز جوان هستند. براین اساس برنامه‌های کاهش آسیب و ارائه رایگان سرنگ، متادون و کاندوم در کنترل هپاتیت C در جمعیت معتادان نقش بسزایی دارد. براین اساس می‌توان گفت اعتیاد تزریقی یک معضل اجتماعی است که یک قسمت از آن نیز هپاتیت C است. در یک کلام وجود مخزن هپاتیت C در معتادان تزریقی باعث می‌شود که از خطر انتقال این بیماری به معتادان دیگر و همچنین به همسران معتادان نگرانی داشته باشیم.

علویان افزود: متاسفانه سطح آگاهی و معلومات مردم درباره بیماری‌های کبدی ناچیز است. لازم است در این زمینه مداخلات لازم صورت پذیرد. به جای واردات مداوم تجهیزات پزشکی گرانقیمت، سی تی‌اسکن، ام‌آی‌آر و... ساخت بیمارستان، باید برای ارتقای دانش مردم هزینه کنیم. لازم است در گروههای پرخطر این فعالیت بیشتر باشد.

وی در ادامه فعالیت‌های شبکه هپاتیت کشور را مورد اشاره قرار داد و گفت: علاوه بر فعالیت‌های علمی و تخصصی و همچنین برگزاری سمینارها و همایش‌های مختلف، امسال محور نخست فعالیت‌هایمان را افزایش و ارتقای سطح دانش مردم قرار داده‌ایم. به طوری که با استفاده از فضای مجازی به زودی نرم‌افزار جامع بیماری‌های کبدی و هپاتیت به بازار وارد می‌شود. به این ترتیب مردم می‌توانند اطلاعات مربوط به هپاتیت و بیماری‌های کبدی را از طریق تلفن همراه به صورت رایگان دریافت کنند. آخرین اخبار از این بیماری‌ها و همچنین اطلاعات پزشکان، مراکز علمی، آزمایشگاه‌ها و... نیز از طریق این نرم‌افزار در دسترس خواهد بود.

رئیس شبکه هپاتیت کشور در این باره افزود: هدف دوم ما، افزایش دسترسی مردم به خدمات آزمایشگاهی معتبر در سراسر کشور است. در حال حاضر متخصصان و همچنین داروهای موردنیاز این بیماری در مراکز اغلب استان‌ها در دسترس است. اما خدمات آزمایشگاهی معتبر در دسترس نیست. براین اساس استان به استان، شبکه آزمایشگاهی طراحی می‌شود تا خدمات مربوطه را حتی تا شهرهای کوچک نیز ارائه دهند.

علویان در ادامه در پاسخ به سئوالي در رابطه با میزان اطمینان از سلامت خونهای اهدایی و همچنین میزان شیوع هپاتیت C و B در مردان و زنان گفت: در اهدای خون، «خون سالم» مدنظر ما است. کاملا به سلامت خون‌های اهدایی اطمینان داریم؛ به طوری که ایران از سالم‌ترین خون در منطقه برخوردار است. از آنجا که میزان بروز این بیماری در زنان نسبت به مردان بسیار کمتر است، بر این اساس بسیار مناسب است که اهدای خون در جمعیت زنان افزایش یابد. این در حالی است که میزان اهدای خون بانوان در ایران بسیار پایین است. البته یک علت آن می‌تواند کم‌خونی در زنان باشد. براین اساس باید ابتدا فکری به حال این موضوع شود زمانی ارائه رایگان قرص آهن در مدارس راهنمایی بسیار کمک کننده بود، اما گویا اخیرا به این موضوع بی‌توجهی شده است. لازم است وزارت بهداشت به مباحث پیشگیری توجه کند.

رئیس شبکه هپاتیت کشور در عین حال گفت: ازدواج هیچ منعی برای مبتلایان به هپاتیت C و B ندارد. تنها این افراد باید روش‌های جلوگیری از انتقال این بیماری را فراگیرند.

وی در ادامه در پاسخ به سئوالی درباره سیاستهای جدید جمعیتی و محدودیت احتمالی در توزیع اقلام پیشگیری از بارداری نظیر کاندوم گفت: هپاتیت C در معتادان تزریقی مانند کوه یخی می‌ماند. باید بپذیریم که معتادان تزریقی در کشور ما نیز وجود دارند و مهم‌ترین راه انتقال هپاتیت C نیز اعتیاد تزریقی است. برنامه‌ کاهش آسیب و توزیع رایگان سرنگ، متادون و کاندوم نیز جزو سیاست‌های مصوب است که نباید با سیاست‌های جمعیتی تداخلی داشته باشد. در سیاستهای جمعیتی تخصصی ندارم اما مشخص است که بودجه‌های پیشگیری باید همچنان ادامه داشته باشد.

علویان همچنین در ادامه در پاسخ به سئوال خبرنگاری درباره کمبودهای دارویی و پوشش‌های بیمه‌ای مبتلایان به هپاتیت C و B گفت: در حال حاضر تمام داروهایی که برای بیماران مبتلا به هپاتیت B استفاده می‌شود، تحت پوشش بیمه است. مشکلات کمبودهای دارویی این بیماران نیز حل شده است. اما در مورد هپاتیت C مشکلات زیادی وجود دارد؛ چراکه داروهای جدیدتری با اثربخشی بهتر و البته با قیمت بسیار گران در دنیا مطرح شده است و بیمه‌ها زیربار پوشش این داروها نمی‌روند. ورود این داروها به بازار دنیا عملا درمان هپاتیت C را متحول می‌کند. به طوری که بیش از 70 درصد موارد این بیماری قابل درمان خواهد بود. اما متاسفانه قیمت این داروها بسیار بالاست که اعتراض برخی مسئولان در جوامع مختلف را نیز به دنبال داشته است.

رئیس شبکه هپاتیت کشور گفت: هدف‌گذاری کرده‌ایم که تا سال 2035 ایران بدون هپاتیت C را داشته باشیم. تحقق این هدف دور از ذهن نیست. اما هپاتیت B ریشه‌کن نمی‌شود جز آنکه آن را کنترل کنیم.

روز جهانی هپاتیت امسال با شعار "از کبد خود مراقبت کن، به فکر هپاتیت باش" برگزار می‌شود.

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در چهارشنبه 1393/05/01 و ساعت 17:46 |
رئیس مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت گفت: برخی شركتهاي تبليغ كننده دستگاه هاي تصفيه آب با فريب اذهان عمومي و آلوده جلوه دادن آب آشاميدني، اقدام  به ساخت فيلمهاي تبليغاتي به منظور فروش دستگاههاي خود می کنند.

کتر کاظم ندافی افزود: در اين فيلمها آب آشامیدنی شبکه لوله کشی را با الكترودهاي تجاري (آهن - آلومينيوم) الکترولیز می نمایند. آب دارای املاح با الکترودهای تجاری (آهن و آلومینیوم)  باعث توليد رنگ و لجن در اثر آزادسازی يون های آلومينيوم و آهن شده و منجر به توليد آبی کدر و سياه می شود که به تصور اشتباه، ناخالصی های آب است. در حالی که رسوبات تشکيل شده ناشی از واکنش يون های آزاد شده از الکترودها با آب مورد آزمايش است.

وی با تاکید بر اینکه اين گونه الکترودها تقلبی بوده و استفاده های سودجويانه از آن می شود، خاطرنشان کرد: تمام آبها اعم از آبهای سطحی و زیرزمینی حاوی یون هایی مانند سدیم، پتاسیم، کلسیم، منیزیم، سولفات، کلرور و فلوراید هستند که عمدتا ناشی از انحلال مواد معدنی در آب بوده و وجود آنها در صورتی که در محدوده مجاز باشند، برای سلامت مفید است.

************************************************

سخنگوی کمیسیون عمران شورای شهر تهران با انتقاد از برج سازی های منطقه 22 تهران  گفت: صدور مجوزهای ساخت و ساز در مناطق حاشیه ای تهران مانع رفت و آمد هوا در پایتخت می شود .

ابوالفضل قناعتی  عضو کمیسیون عمران شورای شهر تهران با اشاره به تخریب محیط زیست بر اثر ساخت و سازهای اخیر پایتخت گفت: برخی از این ساخت و سازها مجوزش مربوط به دوره گذشته است . پیش از این با سازمانها و نهادهای مختلف توافق ها انجام و مجوزها نیز صادر شده است. باید شورای عالی شهرسازی به برخی مجوزه های غیر قانونی ورود پیدا کند.

وی ادامه داد: برخی مجوزها که در منطقه 22 تهران که کریدور ورود هوا تهران است مانع رفت و آمد هوای تهران است. در این منطقه مجوز برج سازی بسیاری صادر شده است که عملا گردش هوا در پایتخت را با مشکل روبرو می کند. تهران در گودی قرار دارد و با این ساخت و سازها دور این گودی دیوارکشی می شود.

قناعتی اضافه کرد: کمیته ای در کمیسیون عمران و معماری و شهر سازی پیگیر این نوع ساخت و سازهاست تا با هر گونه ساخت و سازی که پایتخت را با مشکل روبرو می کند مقابله کند.

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در چهارشنبه 1393/05/01 و ساعت 17:37 |
مغز و رشته های عصبی نقش مهمی را در رابطه با عملکرد سایر ارگان های بدن انجام می دهند اما فرضیه های نادرستی در رابطه با آنها وجود داشته و مطرح می شود.

اعتقادات و باورهای مختلفی در میان مردم در رابطه با مسائل مختلف وجود دارد، یکی از این باورهای اشتباه در رابطه با اعصاب و سلول های مغزی است.

* مغز بزرگ نشان از هوش سرشار است

معمولا گفته می شود اگر شخصی باهوش است پس مغز بزرگی دارد. در صورتی که پزشکان هر گونه ارتباطی بین هوش و همینطور اندازه مغز را رد کرده و به چنین باورهایی معتقد نیستند. برای مثال مغز آلبرت انیشتن، دانشمند بزرگ آلمانی از سایز معمولی برخوردار بوده است. در صورتی که وی جایزه نوبل فیزیک را در سال 1921 میلادی از آن خود کرده بود. اگر این فرضیه صحت داشت پس نهنگ ها باید بالاترین ظرفیت هوش و یادگیری را داشتند و موش ها پایین ترین سطح یادگیری.

* تاثیر مواد مخدر بر رشته های عصبی و  مغز

برخی افراد بر این باورند که مواد مخدر باعث از بین رفتن رشته های عصبی و همینطور ایجاد سوراخ در مغز می شود. در صورتی که چنین فرضیه ای صحت ندارد. مواد مخدری مانند کوکائین، اکستازی، هروئین و  غیره می توانند باعث اختلال در انتقال دهنده های عصبی یا سیناپس ها شوند اما باعث ایجاد سوراخ در مغز نمی شوند.

* صد میلیارد نورون و سلول عصبی در مغز

مطالعات بسیاری که توسط محققان و همینطور عصب شناسان انجام شده، نشان می دهد که چنین آمار و ارقامی صحت ندارد و البته شمارش و حساب سلول های عصبی نیز کار سهل و ساده ای نیست.

* تنها از ده درصد ظرفیت مغز استفاده می شود

این ادعا تنها یک افسانه است. شاید از تمام قدرت مغز در یک لحظه استفاده نکنیم اما اینکه شخصی در طول عمرش تنها از ده درصد ظرفیت مغزش استفاده می کند، صحیح نیست و پایه علمی ندارد.

* افراد عصبی بیشتر از مغزشان استفاده می کنند

افراد عصبی به دلیل شیوه و سبک زندگی متفاوت می توانند نسبت به سایرین عصبی تر باشند اما این ادعا که افراد عصبی از مغزشان بیشتر استفاده می کنند نیز یکی دیگر از همان فرضیه های نادرست است.

* حس ادراک، حسی فراموش شده

معمولا بر این باور هستیم که انسان ها پنج حواس دارند، حواسی مانند:بینایی، شنوایی، بویایی، لامسه و چشایی. در صورتی که محققان معتقدند حس ادارک نیز باید در این حواس گنجانده شود زیرا تا این حس نباشد قادر به درک احساس گرسنگی، تشنگی یا احساس گرما و سرما و  غیره نخواهیم بود.

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در چهارشنبه 1393/05/01 و ساعت 4:33 |
یکی از نگرانی های امروز گسترش ایدر از طریق روابط جنسی محافظت نشده است که اگر تدبیری مناسب اتخاذ نشود در آینده مشکلات زیادی را ایجاد خواهد کرد.
رئیس اداره ایدز وزارت بهداشت به تازگی با بیان اینکه برنامه چهارم استراتژیک کشوری کنترل ایدز مراحل نهایی تدوین را طی می‌کند، پنج هدف عمده این برنامه ملی را تشریح کرده است.با نگاهی به عملکرد وزارت بهداشت و سایر سازمان‌ها و نهادهای متولی در حوزه ایدز درمی‌یابیم که در سال‌های گذشته و به ویژه در سومین برنامه کشوری کنترل ایدز که در حال حاضر در آخرین سال آن قرار داریم، تعدد و تنوع برنامه‌های کاهش آسیب بیشتر شده و طبیعتا این روند مثبت بوده است. همچنین در این برنامه‌ها شاهد بودیم که توجه به مسائل آموزشی و حمایت اجتماعی از افراد مبتلا به ایدز پیش بینی شده است.در هر حال برنامه‌های خوبی در این زمینه تدوین شده است اما، اینکه چقدر این برنامه‌ها انجام شده و تاثیر مثبتی در کاهش این بیماری داشته است، امر دیگریست که نیازمند تحقیق و بررسی است.با رویکرد جدید دولت به کاهش آسیب‌های بیماران مبتلا به ایدز، دستگاه‌های متولی فعال‌تر شده و طبیعتا منابع مالی بیشتری نیز از سوی دولت به این امر اختصاص پیدا کرده است. همچنین برنامه‌های کاهش آسیب مواد مخدر و کاهش آسیب به معنای عام در حوزهhiv افزایش چشمگیری داشته است.با وجود این، واقعیت این است که به‌رغم تمام این اتفاقاتی که در حوزه کاهش آسیب‌های ناشی از بیماری ایدز در کشور افتاده است، روند ابتلای افراد از طریق روابط پر خطر همچنان رو به افزایش است. این بدان معناست که در این حوزه خلاهایی در برنامه‌های گذشته وجود داشته است و آمار رو به رشد مبتلایان به ویروس ایدز که از طریق روابط پر خطر مبتلا می‌شوند و روز به روز هم بر تعداد آنها اضافه می‌شود صحتی بر این ادعاست. بنابراین به نظر می‌رسد در برنامه‌های آتی باید نگاه ویژه‌ای روی این موضوع داشته و برنامه مدونی برای آن در نظر گرفته شود.در این زمینه نباید از گفتن واقعیت‌ها بترسیم، باید بپذیریم که در حوزه hiv انتقال از طریق روابط پر خطر در حال افزایش ‏است و نباید اشتباهات گذشته را تکرار کنیم و نقاب به این موضوع بزنیم چون، نقاب مانع از ‏مشخص شدن واقعیت‌هاست در حالی که، شناخت مشکل، مجهز بودن به مهارت مقابله با آن و گفتن واقعیت‌ها قطعاً ‏در حل معضل به ما کمک می‌کند.‏بحث دیگر کنترل انتقال hiv ایدز از مادر باردار مبتلا به نوزادان است که در فهرست اهداف چهارمین برنامه کشوری کنترل ایدز به چشم می‌خورد که از نظر من هدف‌گذاری خوبی بوده است و باید به آن توجه ویژه‌ای شود چرا که طبیعتا یکی از راه‌های انتقال ویروس ایدز انتقال آن از طریق مادر مبتلا به نوزاد است و از این رو هرچقدر برنامه‌های پیشگیرانه در این حوزه قوی‌تر باشد، افراد مبتلا به این بیماری از این طریق که نوزادان را در برمی‌گیرد کمتر خواهد شد و این یعنی یک گام بلند در زمینه کاهش مبتلایان به این ویروس در کشور.در هرحال برنامه‌های کاهش آسیب در ایران روز به روز در حال گسترش است و این برنامه‌ها تمام بخش های کشور اعم از بخش های دولتی و نیمه دولتی را در بر می‌گیرد. به نظر می رسد روند تغییر باید به سمت روابط محافظت‌شده سوق پیدا کند؛ البته این بدان معنا نیست که در این راه از سایر مسائل منحرف شویم چرا که، همچنان 69 درصد افراد مبتلا به ویروس ایدز، معتادان هستند که اغلب از طریق سرنگ‌های آلوده و هنگام تزریق مبتلا شده‌اند و با ابتلا به این بیماری، همسر و خانواده و سایر اطرافیان آنها هم در معرض آسیب قرار می‌گیرند. بنابراین نگاه ویژه به این قشر هم باید از دیگر اهداف برنامه‌های کشوری کنترل ایدز باشد تا فرد معتادی که دچار آسیب است، لااقل مبتلا به این ویروس و آسیب دیگری نشود. خوشبختانه برنامه‌های کاهش آسیب‌های اجتماعی در کشور کم نبوده و اهمیت توجه به این مسائل در بین مردم جامعه، دولت و نهادهای مسئول جا افتاده است اما، به نظر می رسد برنامه‌های این‌چنینی باید مجددا بازبینی شده و روند رو به گسترشی را آغاز کند.همچنین در کنار این نوع نگاه مسئولان ، خانواده‌ها نیز باید به همان میزان که تحصیل، بهداشت، سلامت و تأمین نیازهای مادی فرزندانشان برایشان یک دغدغه بزرگ است در ‏قبال مراقبت از فرزندانشان در برابر آسیب‌های اجتماعی نیز دغدغه داشته باشند.‏

+ نوشته شده توسط Dr Khorshidi در چهارشنبه 1393/05/01 و ساعت 2:51 |